
|
آینه های عارف
|
||
تولد کريم اهلبیت
امام سجّاد زين العابدين ( (عليه السلام ))مى فرمايد:
چون حضرت فاطمه زهراء عليها السلام اوّلين نوزاد خود را به دنيا آورد، از همسرش امام علىّ ( (عليه السلام ))درخواست نمود تا نامى مناسب براى نوزادشان انتخاب نمايد.
امام علىّ ( (عليه السلام ))فرمود: من در اين امر هرگز بر رسول خدا (صلى الله عليه و آله) سبقت نخواهم گرفت .
هنگامى كه حضرت رسول (صلى الله عليه و آله) وارد منزل شد، قنداقه نوزاد را تحويل حضرتش دادند.
. . . .ايشان به امام علىّ ( (عليه السلام ))خطاب كرد، و فرمود: آيا اسمى برايش تعيين كرده ايد؟
حضرت على ( (عليه السلام ))اظهار داشت : يا رسول اللّه ! ما بر شما سبقت نخواهيم گرفت ، و حضرت رسول (صلى الله عليه و آله) فرمود: و من نيز بر پروردگارم سبقت نمى گيرم .
در همين بين خداوند متعال توسّط جبرئيل ( (عليه السلام ))وحى فرستاد: اى محمّد! چون علىّ بن ابى طالب براى تو همانند هارون براى موسى است ؛ پس اسم اين نوزاد را همنام فرزند هارون قرار ده .
حضرت رسول (صلى الله عليه و آله) پرسيد: فرزند هارون چه نام داشته است ؟
جبرئيل ( (عليه السلام ))پاسخ داد : شُبَّر.
حضرت رسول اظهار داشت : زبان من عربى است و زبان هارون عِبْرى بوده است ، جبرئيل پاسخ داد، نام او را حسن بگذاريد.
و آن گاه رسول خدا (صلى الله عليه و آله) در گوش راست نوزاد اذان ؛ و در گوش چپ اقامه گفت و سپس فرمود: خداوندا! اين نوزاد را از تمام آفات و شرور شيطان رجيم در پناه تو قرار مى دهم
2- وَ إ نّ حُبَّنا لَيُساقِطُ الذُّنُوبَ مِنْ بَنى آدَم ، كَما يُساقِطُ الرّيحُ الْوَرَقَ مِنَ الشَّجَرِ.
ترجمه : همانا محبّت و دوستى با ما (اهل بيت رسول اللّه (صلى الله عليه و آله) ) سبب ريزش گناهان - از نامه اعمال - مى شود، همان طورى كه وزش باد، برگ درختان را مى ريزد
3- مَنْ قَرَءَ الْقُرْآنَ كانَتْ لَهُ دَعْوَةٌ مُجابَةٌ، إ مّا مُعَجَّلةٌ وَإ مّا مُؤ جَلَّةٌ.
ترجمه : كسى كه قرآن را - با دقّت - قرائت نمايد، در پايان آن - اگر مصلحت باشد - دعايش سريع مستجاب خواهد شد - و اگر مصلحت نباشد - در آينده مستجاب مى گردد
4- مَنْ أ كْثَرَ مُجالِسَة الْعُلَماءِ اءطْلَقَ عِقالَ لِسانِهِ، وَ فَتَقَ مَراتِقَ ذِهْنِهِ، وَ سَرَّ ما وَجَدَ مِنَ الزِّيادَةِ فى نَفْسِهِ، وَكانَتْ لَهُ وَلايَةٌ لِما يَعْلَمُ، وَ إ فادَةٌ لِما تَعَلَّمَ.
ترجمه : هر كه با علماء بسيار مجالست نمايد، سخنش و بيانش در بيان حقايق آزاد و روشن خواهد شد، و ذهن و انديشه اش باز و توسعه مى يابد و بر معلوماتش افزوده مى گردد و به سادگى مى تواند ديگران را هدايت نمايد.
7- بَيْنَ الْحَقِّ وَالْباطِلِ اءرْبَعُ اءصابِع ، ما رَاءَيْتَ بَعَيْنِكَ فَهُوَ الْحَقُّ وَقَدْ تَسْمَعُ بِاءُذُنَيْكَ باطِلاً كَثيرا
ترجمه : بين حقّ و باطل چهار انگشت فاصله است ، آنچه كه را با چشم خود ببينى حقّ است ؛ و آنچه را شنيدى يا آن كه برايت نقل كنند چه بسا باطل باشد.
۲۵/۷/۸۴ با استفاده از سايت غدير
عشق گوهر شادي
اول - آورده اند كه گوهر شاد خاتون همسر شاهرخ تيموري زني مومن و پارسا بود . مي خواست در كنار حرم آمام رضا عليه السلام مسجدي بنا كند . چون مي خواست عمل صالحي انجام دهد به همه كارگران و معماران اعلام كرد دستمزد شما را دو برابر مي دهم ولي شرطش اين است كه فقط با وضو كار كنيد و در حال كار با يكديگر مجادله و بد زباني نكنيد و با احترام رفتار كنيد. و اخلاق اسلامي و ياد خدا را رعايت كنيد .
دوم - گفته اند او به كساني كه به وسيله حيوانات مصالح و بار به محل مسجد مي آورند علاوه بر دستور قبلي گفت سر راه حيوانات آب و علوفه قرار دهيد و اين زبان بسته ها را نزنيد و بگذاريد هرجا كه تشنه و گرسنه بودند آب و علف بخورند . بر آنها بار سنگين نزنيد و آنها را اذيت نكنيد . اما من مزد شما را دو برابر مي دهم ....
سوم - روايت كرده اند كه گوهر شاد روزي طبق معمول براي سركشي كار ها به محل مسجد رفت . در اثر باد مقنعه و حجاب او كمي كنار رفت و كارگر جواني چهره او را ديد . جوان بيچاره دل از كف داد و عشق گوهر شاد صبر و طاقت از او ربود تا آنجا كه مريض شد و و بيماري او را به مرگ نزديك كرد.
مادرش كه احتمال از دست رفتن فرزند را جدي ديد تصميم گرفت جريان را به گوش ملكه گوهر شاد برساند .وگفت اگر جان خودم را هم از دست بدهم مهم نيست . او موضوع را به گوهر شاد گفت و منتظر عكس العمل گوهر شاد بود.
ملكه با خوشرويي گفت اين كه مهم نيست چرا زودتر به من نگفتيد تا از ناراحتي يك بنده خدا جلو گيري كنيم ؟ و به مادرش گفت برو به پسرت بگو من براي ازدواج با تو آماده هستم ولي فبل از آن بايد دو كار صورت بگيرد . يكي اينكه مهر من چهل روز اعتكاف توست در اين مسجد تازه ساز . اگر قبول داري به مسجد برو و تا چهل روز فقط نماز و عبادت خدا را به جاي آور. و شرط ديگر اين است كه بعد از آماده شدن تو . من بايد از شوهرم طلاق بگيرم . حال اگر تو شرط را مي پديري كار خود را شروع كن. عارف - ۲۰-۷-۸۴
جرعه ای ازجام ابوحمزه
عزيز دلم!
چند وقته که احساس مي کنم يه جو رايي مشکل دارم. نمي دونم چي شده . فقط مي دونم هروقت مي خوام با تو خلوت کنم و کمي درد دلم رو بگم نميشه !! يا تو نمي ذاري !!!
هر وقت مي گم اين دفعه ديگه آماده شدم . ميام پيشت و حرفامو مي زنم ، مانع سر راهم پيدا ميشه و يه جوري فرصت از دستم مي ره !! يا خوابم مي گيره ، يا مشغول کاراي بي اهميت ميشم ، يا گرفتاري و غفلتي برام پيش مياد !
اگر هم با هزار اميد خودمو مي رسونم و ميخوام مشغول راز و نياز بشم تو تحويل نمي گيري !!
هر وقت گفتم ديگه درست شد !! ديگه يه همنشين خوب و دوست درد بخور شدم ، ديگه گره از کارم باز شد ، باز هم مشکل جديدي پيدا شد و راهم کج شد . آخرشم نتونستم از ديدار و حضور گرم تو بهره ببرم .!!واي ي ي ي ي !!! آخه چي شده ؟!! من از کجا دارم اين ضربه ها رو مي خورم ؟ ! اصلا چرا من اينجوري شدم ؟!!
البته مي دونم که اگه تو بخواي درست ميشه ، تونمي خواي از من بدت مياد . اگه نه اينطوري نمي شد!!
محبوبم !! شايد تو منو طردم کردي وخودم نمي دونم ؟!!!
يا . . . شايد ديدي من ارزش روبرو شدن با تو رو ندارم . و حقت رو ادا نمي کنم ؟!!شايد . . . شايد از اينکه ديديدي من با صداقت و رو راست نيستم از من ناراحتي؟!!
هرچي هست اينقدر مي دونم که تو راضي به ديدن و رو برو شدن با من نيستي . علتش چيه نمي دونم .!!
شايد ديدي من دروغگو هستم . وديگه به من لطف و محبت نداري !! يا .. قدر نعمتها و خوبي هايي که به من کردي ندونستم و شکر گزار نبودم ، حالا هم محرومم کردي !!!
نکنه ديدي با افراد فهميده و عالم و چيز فهم رفت و آمد ندارم . نشست و برخاست نمي کنم . حالا پيش تو خوار و بي ارزش شدم ؟ !!
يا .. . . ديدي که آدم غافل و بي خيالي هستم ، به هيچ چيز توجه نکردم تو هم از خوبي ها و رحمت خودت مايوسم کردي ؟!!پس چي شده ؟؟؟؟ چي شده ؟؟ چي شده ؟ عزيز دلم !!!
نکنه منو با آدم هاي هرزه و ناجور وجاهل و نا آگاه ديدي ؟؟ گفتي بذار با همينا دوست بشه ! لياقتش همينه !!
شايد هم ... شايد اصلا دوست نداري حرفاي منو بشنوي !! ديگه فرصت درد دل به من نمي دي!!
يا . .. شايد داري به خاطر خطاها و بي ادبياي من وکاراي زشتم - يا اينکه آدم بي حيايي هستم مجازاتم مي كني ؟؟!!!!
پس چي شده ؟؟ من چه بدبختي گرفتار شدم که خودم نمي دونم ؟؟
نميشه برام بگي ؟؟ يا يه جوري به من حالي کني؟؟پس من چکار کنم ؟ پيش کي برم ؟ کي به داد من مي رسه ؟؟؟؟؟
عزيزم !! ميشه منو ببخشي ؟؟!!
مي دونم قبل از من خيلي از آدماي بد رو بخشيدي !!
تو هم بزرگتر و کريمتر از اون هستي که يه مقصر و خطا کار رو مجازات کني !!
مولاي من !! عزيز دلم !! من خيلي بدم !! و تو خيلي خيلي خيلي خوبي !!
اما . . . منو ببخش !! . . . دستمو بگير!! . . . . کمکم کن !! .و . . . کمکم کن !!يعني ميشه منم کارم درست بشه ؟؟؟!!! کمکم مي کني ؟؟؟
( ترجمه آزاد بخشي از دعاي ابو حمزه ثمالي ) ۱۶/۷/۸۴
نذر جمال تو
گر قسمتم شود كه به كويت گذر كنم
از هرچه جز هواي تو صرف نظر كنم
تا در هواي ميكده جان را جلا دهم
آسيمه سر هزار بيابان سفر كنم
آيا شود كه نيم نگاهي كني به من
تا رونماي تو سر و جان سر به سر كنم «عارف» ۱۲/۷/۸۴
خطبه شعبانيه پيامبر اكرم ( ص)
دعوت نامه
در آخرين جمعه ماه شعبان پيامبر اكرم مردم را به مهماني خدا دعوت كردند :
اي مردم!
ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به سوي شما رو كرده است.
ماهي كه نزد خدا، بهترين ماههاست و روزهايش بهترين روزها و شبهايش بهترين شبها و ساعتهايش بهترين ساعتهاست.
ماهي كه در آن شما را به مهماني خدا دعوت كرده اند و شما در آن از اهل كرامت خدا شده ايد.
نفسهاي شما در آن ثواب تسبيح و ذكر خدا دارد و خواب شما ثواب عبادت.
اعمال شما در آن پذيرفته است و دعاهاي شما مستجاب، پس، از پروردگار خويش با نيت هاي راستين و دلهاي پاك، بخواهيد كه توفيق روزه اين ماه و تلاوت قرآن در آن را به شما عنايت فرمايد. شقي و بدبخت، آن كسي است كه در اين ماه بزرگ، از آمرزش خدا بي بهره شود.
در اين ماه با گرسنگي و تشنگيتان، گرسنگي و تشنگي روز قيامت را بياد آوريد.
به فقيران و درماندگان كمك و تصديق كنيد. به پيران و كهنسالان احترام و ارج بنهيد.
به كودكانتان ملاطفت و مهرباني كنيد. با خويشاوندان رفت و آمد داشته باشيد.
زبان خود را از گفتار ناشايست نگاه داريد.
ديدگان خود را از ديدن ناروا و حرام بپوشانيد و گوشهاي خود را از شنيدن آنچه نادرست است، باز داريد.
با يتيمان مردم مهرباني كنيد تا بعد از شما با يتيمان شما مهرباني كنند.
از گناهان خود به سوي خدا توبه و بازگشت كنيد.
در اوقات نماز، دستهاي خود را به دعا برداريد، زيرا كه وقت نماز بهترين ساعتهاست و در اين اوقات، حق تعالي با رحمت، به بندگانش مي نگرد و اگر با او مناجات كنند، پاسخشان دهد و چنانچه او را ندا كنند لبيكشان گويد و اگر از او بخواهند عطا كند و چون او را بخوانند مستجابشان گرداند.
اي مردم!
جانهايتان در گرو اعمال شماست. پس با طلب آمرزش از خدا، آنها را از گرو، خارج كنيد. پشت شما از بار گناهان سنگين است، پس با طول دادن سجده ها، آنها را سبك گردانيد و بدانيد كه حق تعالي به عزت خود سوگند ياد كرده است كه نمازگزاران و سجده كنندگان در اين ماه را عذاب نكند و در روز قيامت آنها را از آتش دوزخ در امان دارد.
اي مردم!
هركه از شما روزه دار مؤمني را در اين ماه افطار دهد، نزد خدا پاداش بنده آزاد كردن و آمرزش گناهان گذشته اش را خواهد داشت.
برخي از اصحاب گفتند: يا رسول الله! همه ما قادر به انجام آن نيستيم. حضرت فرمود: با افطار دادن روزه داران، از آتش جهنم بپرهيزيد اگرچه به نصف دانه خرما و يا به يك جرعه آب باشد.
اي مردم!
هركه اخلاق خود را در اين ماه نيكو كند، از صراط، آسان بگذرد، آن روز كه قدمها، بر آن بلغزد. هركه در اين ماه كارهاي غلامان و مستخدمان خود را سبك گرداند، خدا در قيامت حساب او را آسان كند.
هركه در اين ماه از آزار رساندن به مردم خودداري كند، حق تعالي، روز قيامت، خشم خود را از او باز دارد.
هركه در اين ماه يتيم بي پدري را گرامي دارد، خدا او را در قيامت عزيز گرداند.
هركه در اين ماه صله رحم كند و با خويشان بپيوندد، خدا او را در قيامت به رحمت خود واصل گرداند و هركه در اين ماه رابطه اش را با خويشان خود قطع كند، خداوند در قيامت رحمت خود را از او دريغ نمايد.
هركه در اين ماه نماز مستحبي بپا دارد، خداوند او را از آتش جهنم برهاند و كسي كه نماز واجبي بجا آورد، خداوند ثواب هفتاد نماز واجب در ماههاي ديگر را به او عطا كند.
هركه در اين ماه بسيار بر من صلوات فرستد، خداوند كفه سبك اعمال او را سنگين گرداند. كسي كه در اين ماه يك آيه از قرآن تلاوت كند، ثواب كسي را دارد كه در ماههاي ديگر قرآن را ختم كرده باشد.
اي مردم!
درهاي بهشت در اين ماه گشوده است، از پروردگار خود بخواهيد كه آنها را بر روي شما نبندد و درهاي جهنم در اين ماه بسته است، از خدا بخواهيد كه آنها را بر روي شما نگشايد.
شياطين در اين ماه در غل و زنجيرند. از خدا بخواهيد كه آنها را بر شما مسلط نگرداند.
علي«ع» مي فرمايد: در اين حال از جا برخاسته و عرض كردم، اي پيامبر خدا! برترين اعمال در اين ماه چيست؟ حضرت فرمود: اي ابا الحسن! برترين اعمال در اين ماه پرهيز از محرمات است.
(وسايل الشيعه- كتاب روزه - به نقل از كيهان)
مهمانی با حال
سلام به تو يار همدل و همراه
دوس داري توي يه مهموني باحال شركت كني ؟
دلت مي خواد اوني كه از همه بيشتر تو رو دوس داره و از همه هم بيشتر به تو خوبي كرده ، حالا سر سفره ش بشيني ؟
آخ خ خ خ كه چه مهموني باصفايي !!!! فكرشو بكن ، در همه عالم ، از اول تا حالا ، چقدر مهموني برگزار شده ؟ صاحب خونه ها كيا بودن ؟ چه آدمايي توي مهموني ها شركت كردن ؟ پذيرايي ها چه جوري و با چي بوده ؟؟
همه ي اونا رو كه مقايسه كني ( البته اگر بتوني ، من كه نمي تونم . فكرشو كه مي كنم سرم سوت مي كشه ) اما اگر بشه و بتوني مقايسه كني و نمره بدي ، كدوم مهموني بيشترين نمره رو مي گيره ؟
واي ي ي ي ي ي كه چه حالي داره !!
مي خواي توي اين مهموني شركت كني ؟ لذت ببري ؟ حال كني ؟؟ با كساني سر سفره همنشين بشي كه تو تموم عالم بهتر از اونا نيست . دوس داري ؟؟؟
يه كارت دعوت برات اومده . بخونش . آماده شو برو مهموني . مواظب باش جانموني . دست خالي بر نگردي !!!
دوست دارم منم به مهموني بيام – خدا كنه ببينمت – يا علي مدد
درد دل با محبوبم
سلام به دوستان عزيزم
مطلب اين پست کمي طولاني شد و لي لطفا تا آخر بخوانيد اميدوارم بپسنديد
الهي ! ان حرمتني فمن ذاالذي يرزقني ؟ و ان خذلتني فمن ذاالذي ينصرني ؟ !!!
|
|