تبليغاتX

آینه های عارف
 
آینه های عارف
 
 
 

غدير عيد سروري و برادري
علي در نگاه محمد ( صلوات الله عليهما )

1- يا علي - انا منك ، و انت مني ، روحك روحي ، و شيعتك شيعتي و اولياوك اوليائي
2- يا علي- تو وصي و جانشين من هستي ، هر كس بر سر خلافت با تو نزاع كند ، به هيج وجه در اسلام نيست ، ومن روز قيامت دشمن او خواهم بود
3- يا علي-  تو امام بعد از من هستي و تو وزير و ياور مني ، و تقسيم كننده بهشت و جهنم مي باشي
4- يا علي- خداوند مرا براي نبوت و تو را براي امامت برگزيد ، پس هركس امامت تو را انكار كند نبوت مرا انكار كرده
5- يا علي- تو مولاي هر مسلمان و امام هر مومن و پيشواي هر پرهيزكار هستي
6- يا علي- خوشا بر كسي كه تو را دوست بدارد ، و واي بر كسي كه تو را دشمن بدارد
7- يا علي- من دوستم با كسي كه دوست تو باشد و دشمن هستم با كسي كه دشمن تو باشد
8- يا علي-  شيعه تو شيعه خداست ، و ياران تو ياران خدا هستند ، و حزب تو حزب خداست و آنها رستگار هستند
9- يا علي- آنكه ولايت تو را دارد سعادتمند است ، و آنكه دشمن تو است شقي است
10- يا علي- تو و شيعيان تو قائم بر قسط هستيد
11- يا علي- شيعيان تو آنهايند كه در پنهان و آشكار از خدا مي ترسند
12- يا علي- اعمال شيعيان تو در هر جمعه بر من عرضه مي شود ، پس من از اعمال صالح آنها خوشحال مي شوم واز كار هاي بدشان نزد خدا اسغفار مي كنم (شرمنده مي شوم )
13- يا علي- ذكر شيعيان تو در آسمان بيشتر از ذكر آنها در زمين است ، پس اين را به آنها بشارت بده
14- يا علي-  به شيعيان و دوستانت بگو خود را از اعمالي كه دشمنان آنها انجام مي دهند منزه كنند . پس روز و شبي نيست كه رحمت خدا بر آنها نازل نشود
15- يا علي- جانشينان بعد از من دوازده نفرند كه تو اولين آنها هستي ، و آخرين آنها قائمي است كه خدا به وسيله او شرق و غرب عالم را فتح مي كند

 از كتاب مشارق انوار اليقين صص 88-89-90-107-108 -


 

عهد اخوت

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم  علي عليه السلام را به عنوان برادر خود انتخاب كرد و از اعمال روز عيد غدير انجام صيغه برادري است و طي جملات زيبايي كه در مفاتيح آمده انجام مي شود . و در ان تعهد مي كنند كه ديدار و دعا و شفاعت را در حق يكديگر فراموش نكنند
 ياد عزيزاني را كه با ما اين عهد را بستند و امروز خيلي جلو و بالا هستند گرامي ميداريم ، به اين اميد كه آنها هم در نزد مولا يادي از به جا ماندگان و عقب افتاده ها بكنند :
شهيدان عزيز :
 1- عباس ك 2- محمود ج 3- اكبر ر 4- مسعود ق 5- جمال ج 6- ناصر ف 7- جعفر ا،  8-مسعود گ ، 9- محمد م ، 10- ابوالفضل ج ، 11-محمد رضا ش ن ، 12-قدرت م ، 13-مصطفي ل ، 14- محمود ط ، 15-عباس ر، 16- قربانعلي م ، 17-حشمت الله س ، 18-محمدرضا ع ، 19-مصطفي م ، 20-محمد حسين م ، 21-جواد ك ، 22-حميد ب،23-بهرام ا، 24- سيد اسدالله ق ، 25- محمد  م ،26-يعقوب ص، 27-كاوه ن ،
 ( براي شادي روح نوراني همه شهدا فاتحه و صلوات تقديم كنيد )
و جانبازان عزيزكه  همچون گل ها و ستاره هاي نوراني زندگي ما و فضاي جامعه اسلامي  را نوراني و معطر كرده اند : ( بدون اشاره به نام فاميل )
رضا - جواد - صادق - اسماعيل  - مجتبي  - جواد  - قاسم  - اصغر  - حميد - عليرضا- غلامحسن - سيد مهدي - علي - اسماعيل - حشمت الله - سيد محسن - علي - سيد مهدي - مهدي - سيد محمود - محمد علي - محمد - محمد - غلام - هادي - سيد عطا -

براي سلامتي و شفاي كامل و طول عمر همه عزيزان جانباز صلوات

 |+| نوشته شده در  84/10/28ساعت 10  توسط عارف  | 

تولد پيشواي هدايت هادي امت حضرت علي بن محمد الهادي ( عليه السلام ) مبارك باد
 امام هدايت ، درس ولايت

حضرت امام هادي ( عليه السلام ) پدران و اجداد گرامي خويش را با زيارت هاي خاصي زيارت مي كرد كه مشهورترين آنها  زيارت جامعه كبيره است .
اين زيارت مجموعه گرانبهايي است كه در بردارنده اوصاف و مقامات و فضائل و مناقب آن بزرگواران است . و برترين و شناخته شده ترين زيارات ائمه اطهار است . و شيعيان به اين زيارت اقبال خاصي نشان مي دهند . و حفظ آن و زيارت ائمه اطهار با اين زيارت را خصوصا در روزهاي جمعه اهميت مي دهند . علماي بزرگ عنايت و توجه خاصي به آن دارند . در مورد حضرت امام خميني (ره ) نوشته اند تمام سالهايي كه در نجف بودند هر روز صبح و در حرم امام علي  ( عليه السلام ) اين زيارت را قرائت مي كردند .
 زيارت جامعه کبیره يك كلاس و درس كامل بلكه اكمل از امام شناسي است . سند صحت آن به درجه قطع و يقين مي رسد . شيخ طوسي در تهذيب ، شيخ صدوق در الفقيه ، و ديگران آن را نقل كرده اند و مرحوم محدث قمي با عنايت ويژه اي آن را در مفاتيح الجنان آورده است .

علامه مجلسي در باره آن گفته است : اين زيارت داراي بهترين سند ، عميق ترين مفهوم ، فصيح ترين الفاظ، بليغ ترين معني ، وعالي ترين شأن  است. و از جمله بهترين زيارات بشمار مي رود .
زيارت جامعه كبيره از استواري ، بزرگي بيان ، و فصاحت شگفت انگيزي برخوردار است . و با الفاظ شيرين و دلنشين مزين شده است . ضمنا زيباترين تعابير و دقيق ترين معاني و مفاهيم را بيان مي كند . همه اين موارد دليل محكم و روشني است كه متن اين زيارت از طرف معصوم ( عليه السلام ) صادر شده است .
سند زيارت : موسي بن عبدالله نخعي مي گويد به حضرت علي بن محمد الهادي ( عليه السلام ) عرض كردم : يابن رسول الله مرا كلامي نيك ، رسا و بسيار شيوا بياموز تا هر وقت خواستم يكي از شما را زيارت كنم آن را به زبان بياورم .

حضرت  ( عليه السلام ) فرمود : چون بدرگاه رسيدى بايست و بگو شهادتين را با حال غسل و چون داخل حرم شوى و قبر را به بينى باءيست و سى مرتبه اَللَّهُ اكْبَرُ بگو پس اندكى راه برو به آرام دل و آرام تن و گامها را نزديك يكديگر گذار پس باءيست و سى مرتبه اَللَّهُ اكْبَرُ بگو پس نزديك قبر مطهّر رو و چهل مرتبه اَللَّهُ اكْبَرُ بگو تا صد تكبير تمام شود
 (و شايد چنانكه مجلسى اوّل گفته وجه تكبير اين باشد كه اكثر طباع مايلند بغُلوّ مبادا از عبارات امثال اين زيارت بغُلوّ افتند يا از بزرگى حق سبحانه و  تعالى غافل شوند يا غير اينها)
 پس بگو

اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ يا اَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ 
 سلام بر شما اى خاندان نبوت و جايگاه رسالت و مركز رفت و آمد فرشتگان و جاى فرود آمدن وحى (الهى ) . . . . 
 سلام بر جايگاههاى شناسائى خدا و مسكن هاى بركت خدا و كانهاى حكمت و فرزانگى خدا و نگهبانان راز خدا و حاملان كتاب خدا و اوصياء پيامبر خدا . . . .
پس آنكه از شما رو گرداند از دين خارج گشته و آنكه ملازم شما بود به حق رسيده و آنكه كوتاهى كرد در حق شما نابود گرديد، و حق همراه شما و در ميان شما خاندان و از جانب شما است و به سوى شما بازگردد و شمائيد اهل حق ومعدن آن ، وميراث نبوت  نزد شما است . . . .
 هر كه شما را دوست دارد خداى را دوست داشته و هر كه شما را دشمن دارد خداى را دشمن داشته و هركس به شما محبت داشته باشد به خدا محبت داشته و هركس با شما كينه توزد با خدا كينه توزى كرده و هركه . . . . . .
 . . .  وَعادَتُكُمُ الاِْحْسانُ وَسَجِيَّتُكُمُ الْكَرَمُ وَشَاْنُكُمُ الْحَقُّ وَالصِّدْقُ  . . . .
 بِاَبى اَنْتُمْ وَاُمّى وَنَفْسى بِمُوالاتِكُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعالِمَ دِينِنا وَاَصْلَحَ ماكانَ فَسَدَ مِنْ دُنْيانا وَبِمُوالاتِكُمْ  . . . . .
 فَاِنّى لَكُمْ مُطيعٌ مَنْ اَطاعَكُمْ فَقَدْ اَطاعَ اللَّهَ وَمَنْ عَصاكُمْ فَقَدْ عَصَى اللَّهَ وَمَنْ اَحَبَّكُمْ فَقَدْ اَحَبَّ اللَّهَ وَمَنْ اَبْغَضَكُمْ فَقَدْ اَبْغَضَ  اللَّهَ

اَللّهُمَّ اِنّى لَوْ وَجَدْتُ شُفَعاَّءَ اَقْرَبَ اِلَيْكَ مِنْ مُحَمِّدٍ وَاَهْلِ بَيْتِهِ الاَْخْيارِ الاَْئِمَّةِ الاَْبْرارِ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعاَّئى فَبِحَقِّهِمُ الَّذى اَوْجَبْتَ لَهُمْ  عَلَيْكَ اَسْئَلُكَ اَنْ تُدْخِلَنى فى جُمْلَةِ الْعارِفينَ بِهِمْ وَبِحَقِّهِمْ وَفى  زُمْرَةِ الْمَرْحُومينَ بِشَفاعَتِهِمْ اِنَّكَ اَرْحَمُ الرّاحِمينَ وَصَلَّى اللَّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرينَ وَسَلَّمَ تَسْليماً كَثيراً وَحَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ  الْوَكيلُ

متن كامل زيارت جامعه كبيره در مفاتیح الجنان هست مراجعه بفرمایید.
التماس دعا  -  عارف ۲۶-۱۰-۸۴

 |+| نوشته شده در  84/10/26ساعت 12  توسط عارف  | 

قيامت ميقات

امروز در كشور ما هشتم ذيحجه است . و در برخي نقاط زمين نهم ذيحجه . چه تركيب زيبايي! و نيز امروز نوزدهم دي ماه است . ببين تاريخ و جغرافيا باهم دست به يكي شدند و قيامتي بر پا كرده اند ، تا من و تو ساعتي را به تماشاي قيامت بنشينيم .  با من بيا ! بيا . .  نگاه كن !


آنجا را ببين ! حجاز را مي گويم . روز نهم ذيحجه است  بعد از نماز ظهر و عصر. بيرون از مكه ، كنار آن كوه ، جبل الرحمه  . در آن صحرا  خيمه هايي برپاست . حسين ( عليه السلام ) از خيمه اش بيرون مي آيد . و خانواده و دوستانش با عشق و اشتياق به دنبالش. در كنار كوه رو به طرف كعبه مي ايستد . چه وقار و ابهتي ! اما چقدر متواضع و فروتن ! دستها را بالا مي گيرد و زمزمه مي كند :  الحمد لله الذي ليس لقضائه دافع . . .
نزديك غروب است اما حسين ( عليه السلام ) همچنان در حال خواندن دعا است . ازچشمان مباركش بي وقفه اشك مي ريزد . . .

مولاي همه آزادگان و جوانمردان حسين ابن علي ( عليه السلام ) دعاي عرفه را مي خواند و مي گريد  . . . . . . اِلهى اَنَا الْفَقيرُ فى غِناىَ فَكَيْفَ لا اَكُونُ فَقيراً فى فَقْرى اِلهى اَنَا الْجاهِلُ فى عِلْمى فَكَيْفَ لا اَكُونُ جَهُولاً فى جَهْلى

***************

دل نمي كني ؟  بيا تا صحنه ديگر را با هم نگاه كنيم
ببين ! آنجا را ! حجاز ، مكه ، هشتم ذيحجه است . همه حجاج با شوق و اميد مكه را ترك مي كنند . تا خود را به صحراي عرفات برسانند . شب همه بايد در عرفات باشند . وقوف در عرفات را درك كنند . . . اما گروهي به صورت يك كاروان مسير ديگري را مي پيمايند . آنها از مكه خارج مي شوند ولي راه آنها به طرف عرفات نيست !  اين چه كاري است كه مي كنند ؟ مگر نمي دانند كه اتمام اعمال و مناسك حج واجب است ؟  آنها بايد شب را در عرفات بمانند و بعد از آن هم وقوف در مشعر و بعد مني و قرباني و  . . .
كساني دارند مي روند تا به آنها تذكر بدهند . وظيفه را به آنها ياد آوري كنند . . . . اما وقتي با آنها روبرو مي شوند بيشتر تعجب مي كنند !! اين كاروان از آن حسين ابن علي
 ( عليه السلام ) است !!!   
-        
يابن رسول الله ! حسين جان ! شما چرا ؟؟  مگر به عرفات نمي رويد ؟ چرا حج خود را نيمه تمام گذاشتيد ؟ شما بايد به عرفات و مشعر برويد بايد در مني قرباني كنيد و بايد اعمال حج را كامل كنيد !
-         قربانگاه مي روم ولي قربانگاه من جاي ديگري است . من قربانياني  همراه خودم دارم . از قرباني شش ماهه تا سيزده ساله ، و هفتادساله !!  ميقات من در كربلااست . . . . . .

*******************
حالا يكبار ديگر نگاه كن ! نوزدهم دي ماه سال پنجاه شش شمسي . ايران .  قم . ببين چه قيامتي است ! مردم فرياد مي زنند . نام مراد خود را مي برند : خميني رهبر ماست . . . درود بر خميني
آنها مصمم و با اراده قيام كرده اند تا اعلام كنند كه بندگي طاغوت وشيطان را نمي پذيرند . . . . اين شروع شعله ور شدن قيامي است كه تا چند صباح ديگر دنيا را  به تعجب و تمكين وا مي دارد . انقلابي كه دنباله همان حركت كاروان حسيني است .  . . . .

باز هم ببين ! اين بار هم ايران . همان ايران كه نوزدهم  دي را ديدي . خوزستان شلمچه . جبهه هاي نبرد با شيطان . نوزدهم دي ماه است.  سال شصت و پنج . عمليات كربلاي پنج !
چه قيامتي برپاشده است ! جوانان با ايمان ، عاشق ، دلاور ، دل از دنيا شسته و به يار  دلبسته ، كربلاي ديگري برپا كرده اند ! كربلاي پنج . عاشقان خميني با درس از مكتب حسيني  چه زيبا دشمن تا دندان مسلح را كه از تمام دنيا حمايت مي شود زمين گير و خوار كرده اند .
آنجا را ببين ! آن سنگر تيربار ، يكي به طرف آن مي رود ، تصميم دارد شر آن تير بار لعنتي را از ياران هم رزمش دور كند ! ببين او موفق مي شود ! تير بار خاموش شد ! سنگر منفجر شد !!! آفرين به اين دلاور . . . .
 اما  چرا بر نمي خيزد . . . چرا . . بيا جلوتر ! آخ ! ببين ! اين كه غلام است  .  . برادرت  . . .  تير به سينه اش خورده  . . . . . .  برادر شهيدم شهادتت مبارك !!!

حالا ديگر خودت مي داني ! راحت باش . اين قيامت را ديدي ! ديگر به فكر تاريخ يا جغرافي نباش ! زمين و زمان را ناديده بگير ! هر جا و هر زمان ! چه فرقي دارد ! همه جا كربلاست ! همه جا عرفات است . هميشه روز عرفه است ! و هميشه روز كربلاي پنج است !
برو به فكر خودت باش ! در ايران يا حجاز ، روز نهم يا هشتم ! چه مي دانم در عرفات يا در يك مسجد ، حسينيه ، گوشه اتاقت  هر جا شده يگ گوشه اي را اختيار كن ! ببين دلها را چه اشتياقي براي مناجات با خدا دارند ! ببين جوانها را ! ببين عرفات را ! دعاي عرفه را بخوان !
مي خواهي چه كني ؟؟؟  يك كاري بكن !     ۱۹-۱۰-۸۴

 |+| نوشته شده در  84/10/19ساعت 12  توسط عارف  | 

سلام بر گسترش دهنده علم اولين و آخرين

روز هفتم ذي الحجه سال 114 قمري پنجمين امام معصوم شيعيان و جانشين برحق رسول الله حضرت امام محمد باقر ( عليه السلام ) به شهادت رسيد . اين مصيبت بزرگ را به همه دوستداران و پيروان اهلبيت ( عليهم السلام ) خصوصا حجت خدا مهدي فاطمه ( عليه السلام ) تسليت عرض مي كنيم .
آن حضرت در اول ماه رجب سال 57 قمري به دنيا آمد . پدر بزرگوارش امام سجاد ( عليه السلام ) و مادرش فاطمه دختر امام مجتبي ( عليه السلام ) بود . لذا  ايشان هم از طرف پدر و هم از مادر علوي بود .
در چهار سالگي در كربلا حضور داشت و شاهد همه حوادث عاشورا بود . و با همان سن كم مصائب كربلا و اسارت را تحمل كرد و يكي از راويان كربلا مي باشد .   بيشتر دوران امامتش مصادف با حكومت هشام ابن عبدالملك ظالم و ستگر اموي بود . كه امام ( عليه السلام ) را شديدا تحت نظر و سانسور قرار مي داد.
 به سبب ضعف و آغاز افول حكومت اموي فرصتي پيش آمد كه امام ( عليه السلام ) توانست حوزه تدريس و تعليم تشكيل دهد و معارف ناب اسلام محمدي را به مردم بياموزد .

آن حضرت را باقر لقب دادند چون علوم اولين وآخرين را شكافت و ظاهر ساخت . و دلش درياي پهناور و چشمه جوشان علم و دانش بود . 
جابر ابن عبدالله انصاري كه از اصحاب رسول خدا ( صلي الله عليه و آله وسلم) بود نقل كرده كه پيامبر ( صلي الله عليه و آله وسلم) به من فرمود : (( اي جابرتو زنده مي ماني تا پسرم محمد بن علي بن حسين بن علي بن ابيطالب را ، كه در تورات به باقر معروف است ملاقات مي كني . پس چون او را ديدي از جانب من به او سلام برسان ))
بيشترين احاديث و روايات كه شيعيان در علوم ديني و تفسير قرآن و آداب و احكام استفاده مي كنند از حضرت باقر ( عليه السلام ) و فرزندش حضرت صادق ( عليه السلام ) مي باشد .

جلوه هايي نوراني از باقر العلوم:
1- كمال ، و تمام كمال : تفقه و بصيرت يافتن در دين ، صبر در مصيبت و دشواري ها ، و اندازه نگهداشتن در معيشت است .
2- سه چيز از مكارم دنيا و آخرت است : كسي را كه بر تو ستم كرده عفو كني ، آنكه از تو پيوند قطع كرده با او متصل شوي ، وبا كسي كه از روي ناداني به تو ستم كرده حلم بورزي.
3- عالمي كه مردم از او بهره ببرند از هفتاد هزار عابد برتر است .
4- چهار چيز از گنج هاي نكو كاري است : كتمان حاجت ،كتمان صدقه ، كتمان درد ، و كتمان مصيبت .
5- حيا و ايمان در يك ريسمان مقرون همند، و هرگاه يكي از آنها برود ديگري هم به دنبالش خواهد رفت .

يا وجيها عندالله ، اشفع لنا عندالله

اي دومين محمد و اي پنجمين امام 
از خلق و از خداي تعالي تو را سلام
چشم و چراغ فاطمه خورشيد هفت نور
روح روان احمد و فرزند چار امام

صف تو را نگفته خدا جز به افتخار
نام تو را نبرده نبي جز به احترام
حكم خدا به همت تو گشته پايدار
دين نبي به دانش تو مانده مستدام

با آن همه جلال و مقامي كه داشتي
ديدي ستم زخصم ستمگر علي الدوام
گه ديد چشم پاك تو بيداد از يزيد
گاهي شنيد گوش تو دشنام از هشام

گاهي به دشت كرببلا بوده اي اسير
گاهي به كوفه بر تو ستم شد گهي به شام
گه كف زدند اهل ستم پيش رويتان
گه سنگ ريختند به سرهايتان زبام

داريم حاجتي كه زلطف و عنايتت
بر قبر بي چراغ تو گوئيم ما سلام
(( ميثم )
)

 |+| نوشته شده در  84/10/17ساعت 22  توسط عارف  | 

درياي علم وپاكي در كودكي

مبناي اعتقادي:


1-    امامت چون يك منزلت الهي است ، پس همچون نبوت توسط خداوند تعيين مي شود
2-
   
امامت چون منصبي الهي است ، علم امام ازجانب خدا به او اعطا مي شود
3-
     امامت چون با تاييد و تعيين خداوندي است ، پس مقيد به سن خاصي نيست

پيشواي نه ساله :
امام جواد (عليه السلام ) در هنگام شهادت پدر بزرگوارش امام رضا  (عليه السلام ) نه سال داشت و شيعيان از كوچكي سن او نگراني و تامل داشتند . علما و بزرگان شيعه پس از انجام اعمال حج به خدمت آن حضرت رسيدند و در اين ديدار از كرامات و علوم سرشار و كمالاتي كه از آن بزرگوار ديدند ، اقرار به امامت ايشان نمودند و زنگ شبهه و ترديد از دلها زدوده شد .
طبق روايات وارده توسط مخالفين نيز  درچندين مجلس متوالي هزاران مسئله از مسائل مشكل و غامض از آن درياي علوم و فضائل سئوال كردند و در تمام موارد جواب كامل شنيدند .

جوان ترين امام شهيد :
امام محمد تقي الجواد  (عليه السلام ) بنا بر تحميل مامون با ام الفضل دختر او ازدواج كرد . ام الفضل نازا بود و امام  (عليه السلام ) با زني پاك به نام سمانه ازدواج كرد كه امام دهم  (عليه السلام ) از ايشان به دنيا آمد .
ام الفضل كينه امام را به دل گرفت . مرتب جاسوسي مي كرد و خبر هاي خانه امام را براي مامون و بعد از او براي معتصم مي برد . عمويش معتصم عباسي نتوانست وجود امام  (عليه السلام ) را تحمل كند و سر انجام توطئه قتل امام جواد  (عليه السلام ) به دست ام الفضل عملي شد .  او زهري در انگور قرار داد و حضرت جواد  (عليه السلام ) را  مسموم و شهيد نمود .
وقتي امام  (عليه السلام ) در بستر شهادت افتاد آن زن پشيمان شد و گريه مي كرد . امام جواد  (عليه السلام ) به او فر مود : (( چرا گريه مي كني ؟ گريه تو سودي ندارد . سوگند به خدا به زودي به فقر و دردي گرفتار مي شوي كه نه در مان دارد و نه نجات مي يابي ))

مدتي پس از شهادت امام  (عليه السلام ) ام الفضل بيمار شد و هرچه دارايي داشت براي درمان صرف كرد ولي بهبودي نيافت و با وضع بدي از دنيا رفت .

علم بي كران امامت :
  
يحيي ابن اكثم قاضي بغداد بود ، او را انتخاب كردند تا در مجلسي با حضور مامون و عده اي ديگر با امام جواد  (عليه السلام ) كه در سن كودكي بود، مباحثه علمي نموده و او را نزد همه شكست دهد . يحيي سئوال كرد :
-       
چه مي فرمايي در مورد كسي كه در حال احرام صيدي را كشته است ؟
امام  (عليه السلام ) براي اينكه نشان
دهد اين مسئله شاخه هاي زيادي دارد و هر شاخه و فرع آن جواب خاص خود را دارد فرمود : به من بگوييد كه

 
1- آن شخص در محل حرم صيد را كشته  يا در غير حرم ؟

2-    به مسئله علم داشته ويا جاهل بوده ؟
3-
  
 از روي عمد كشته يا از خطا و غير عمد ؟
4-
   آن فرد بنده بوده يا آزاد بوده ؟
5-
  
صغير بوده يا كبير بوده ؟
6-
  
 اين اولين صيد او بوده يا قبلا هم صيد كرده ؟
7-
     آن فرد بر كار خود اصرار دارد يا پشيمان شده ؟
8-
    در شب صيد نموده يا در روز ؟
9-
    در احرام عمره بوده يا در احرام حج ؟
10-
  صيد او از پرندگان بوده يا از غير پرنده؟
11-
آن حيوان صغير بوده يا كبير بوده ؟

يحيي با شنيدن اين همه فروعات و شاخه هاي مسئله حيران شد و هوش از سرش رفت و عجز و درماندگي از چهره اش پيدا شد ، زبانش در لكنت افتاد و در اينجا مامون به حاضران گفت حالا دانستيد با چه كسي طرف هستيد ؟

چند سخن گهر بار از امام تقي عليه السلام

1-    لا تكن ولي الله في العلانيه و عدوا  له في السر = در ظاهر دوست خدا و در باطن دشمن خدا نباش
2-    اياك والمصاحبه الشرير ، فانه كالسيف المسلول ، يحسن منظره و يقبح آثاره = بپرهيز از رفاقت با آدم بد ، زيرا كه مثل شمشير كشده است . ظاهرش زيباست ولي اثرش زشت است .
3-  كفي بالمرء خيانه ان يكون امينا للخونه = در خيانتكاري انسان همين بس كه براي خائنان مورد اطمينان باشد
4-  الموءمن يحتاج الي ثلاث خصال : توفيق من الله ، و واعظ من نفسه ، و قبول ممن ينصححه = موءمن به سه خصلت نياز دارد : توفيق از طرف خداوند ، و واعظ و پند دهنده اي ازدرون خودش ، و قبول از كسي كه او را نصيحت مي كند.
5-  من اطاع هواه ، اعطي عدوه مناه = هركس خواسته دل خود و هواي نفسش را اطاعت كند آرزوي دشمن خود را برآورده كرده

 |+| نوشته شده در  84/10/11ساعت 12  توسط عارف  | 

در حسرت ديدار

دلم هوايي شده بود . ميل كعبه داشت ، راهم نمي دادند . كه تو در برون چه كردي؟؟؟ . . . .

 به جملاتي از الهي نامه برخوردم خيلي بيشتر از ظرفيت من بود ، به شما تقديم مي كنم :


منخبي از الهي نامه استاد حسن زاده آملي:

الهى! خانه كجا و صاحب خانه كجا؟
 طائف آن كجا و عارف اين كجا؟

آن سفر جسمانى است و اين روحانى؛
 آن براى دولتمند است و اين براى درويش؛

 آن اهل و عيال را وداع كند و اين ماسوا را؛
 آن ترك مال كند و اين ترك جان؛

 سفر آن در ماه مخصوص است و اين راه همه ماه؛
 و آن را يك بار است و اين را همه عمر؛
 آن سفر آفاق كند و اين سفر انفس، راه آن را پايان است و اين را نهايت نبود؛
 آن مى ‏رود كه
برگردد و اين مى رود كه از او نام و نشانى نباشد؛

 آن فرش پيمايد و اين عرش؛
 آن مُحرم مى ‏شود و اين مَحرم؛
 آن لباس احرام مى‏پوشد و اين از خود عارى مى شود؛
آن لبيك مى گويد و اين لبيك مى شنود؛

آن تا به مسجد الحرام رسد و اين از مسجد الاقصى بگذرد؛
 آن استلام حجر كند و اين اشتقاق قمر؛
آن را كوه صفاست و اين را روح صفا؛
 سعى آن چند مرّه بين صفا و مروه است و سعى اين، يك مرّه در كشور هستى؛

 آن هروله مى كند و اين پرواز؛
 آن مقام ابراهيم طلب كند و اين مقام ابراهيم؛
 آن آب زمزم نوشد او اين آب حيات؛
 آن عرفات بيند و اين عرصات؛

 آن را يك روز وقوف است و اين را همه روز؛
 آن از عرفات به مشعر كوچ كند و اين از دنيا به محشر؛
 آن رمى جمرات كند و اين رجم
همزات؛
آن حلق رأس كند و اين ترك سر؛

آن را «لافسوق و لاجدال فى الحج» است و اين را « فى العُمر»؛
 آن بهشت طلبد و اين بهشت آفرين؛
 لاجرم آن حاجى شود و اين ناجى؛
 خنك آن حاجى كه ناجى است؛

 الهى توانگران را به ديدن خانه خوانده اى و درويشان را به ديدار خداوندِخانه؛
 آنان سنگ و گل دارند و اينان جان ودل؛
 آنان سرگرم درصورتندو اينان ‏محو در معنا؛
 خوشا آن توانگرى كه درويش است.

الهى! تن به سوى كعبه داشتن چه سودى دهد آن را كه دل به سوى خداوند كعبه ندارد؟

 |+| نوشته شده در  84/10/06ساعت 21  توسط عارف  | 
 
  بالا