
|
آینه های عارف
|
||
سيماى قائم آل محمد (عج ) از قلم علامه حسن زاده آملی
دوازدهمين ، موسوم است به نام رسول خدا صلى الله عليه وآله و مكناست به كنيه آن حضرت . رزق و روزى جهانيان به يمن وجود اوست و بقاى دنيا، به يمن بركت و بقاى او.خاتم اوصيا و شرف زمين و آسمان است . و او بقيه الله است در ارضش و منتقم از اعدايش . او حجت آل محمد، صاحب زمان و خليفه رحمان ، امام و مولايمان فرزند حسن عسكرى عليه السلام است ، كه خداى ، فرجش را نزديك فرمايد!
سنش در هنگام وفات پدر بزرگوارش پنج سال بود، وليكن خداوند در اين سن اندك او را رحمت و فصل الخطاب عنايت فرمود و آن حضرت را آيت عالمين قرار داد.
بدو حكمت ارزانى داشت ؛ چنان كه با يحيى نيز در كودكى چنين كرد. او را در طفوليت امام قرار داد؛ همچنان كه عيسى را در گهواره به پيامبرى رسانيد.
او از پليدى و نا پاكى منزه است و از عصيان و نافرمانى به دور، و سيره اش سيره پدرانش عليهم السلام مى باشد . و كسى است كه خداوند به وسيله او زمين را از قسط و عدل پر مى كند؛ همچنان كه پيش از قيامش از ظلم و جور پر مى شود.
اخبار از رسول خدا صلى الله عليه وآله با سندهاى بسيار و طرق متعدد از هر دو فرقه ، بسيار وارد شده است كه : مهدى عليه السلام از فرزندان آن حضرت صلى الله عليه وآله و همنام اوست و سلطنتش از مشرق تا مغرب حاكم خواهد شد و خداوند به وسيله او زمين را پر از قسط و عدل مى كند؛ همچنان كه پيش از قيامش پر از ظلم و جور مى شود.
وانگذاشت پدر بزرگوارش فرزندى به حسب ظاهر و باطن به غير از آن حضرت . و واگذاشت او را در حالتى كه غايب و مستتر بود
همچنان كه در پيش ذكر شد. و مولد شريف آن حضرت نيمه شعبان بود از سال دويست و پنجاه و پنجم . مادر معجز پرورش ام ولدى بود كه او را نرجس مى گفتند، و سن مباركش در وقت وفات پدر بزرگوار خود پنج سال بود . و او را در حال طفوليت ظاهره آيت و حجت ساخت ، همچنان كه عيسى بن مريم عليه السلام را در گهواره پيغمبر كرد.
و به تحقيق كه نص بر آن حضرت در ملت اسلام پيرايه سبقت يافته بود از نبى هدى صلى الله عليه وآله و بعد از آن اميرالمؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام و پدر بزرگوارش نزد كسانى كه محل وثوق و از خاصان شيعه او بودند، نص بر آن حضرت به امامت ، و اشاره به او به خلافت مى فرموده . و پيش از آن كه آفتاب جهانتاب وجود لازم السعودش روشنى بخش عرصه امكان شود، خبر در باب غيبت آن سرور ثابت و به دولت او قبل از غيبت مستفيض و متواتر بود. و اوست صاحب سيف از جمله ائمه هدى عليه السلام و قائم به حق و منتظر از براى دولت ايمان .
و او را پيش از قيام و ظهور دو غيبت است كه يكى اطول از ديگرى است ، همچنانكه در اخبار بسيار وارد شده ، اما غيبت صغرى پس از وقت ولادت لازم السعادت است تا انقطاع سفارت و رسالت ميانه او و شيعيان او، و سفراء به وفات معدوم شدند. و اما غيبت طولى كه آنرا غيبت كبرى گويند، پس آن بعد از غيبت اولى است و در آخر غيبت كبرى قيام خواهد فرمود با سيف ، قال الله عزوجل : و نريد ان نمن على الذين استضعفوا فی الرض ونجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین (الايه) ، و قال سبحانه و تعالى : و لقد كتبنا فى الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون (الآيه).
و رسول خدا صلى الله عليه وآله فرموده است كه : هرگز منقضى نخواهد شد ايام و ليالى تا اين كه مبعوث سازد الله تعالى مردى از اهل بيت مرا كه اسمش با اسم من موافق باشد، پر ميكند زمين را از عدل و داد همچنان كه پر شده است از ستم و جور و بيداد.
و باز از جناب مستطاب نبوى صلى الله عليه وآله مروى است كه مى فرمايد: اگر باقى نماند دنيا مگر يك روز، البته دراز مى كند الله تعالى آن روز را تا اين كه بر انگيزد در آن روز مردى از اولاد مرا كه اسمش همچو اسم من باشد، پر مى كند دنيا را از عدل و قسط همچنانكه پر است از ظلم و جور.
(از کتاب : فضائل و سيره چهارده معصوم (عليهم السلام ) در آثار استاد علامه حسن زاده آملى ) (نوشته عباس عزيزى)

روزى حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه عليهم در جمع بعضى از شاگردان خود پيرامون شروع ظهور قائم آل محمّد عجّل اللّه فرجه الشّريف ، چنين اظهار نمود:
به خدا سوگند! او را مى بينم كه در حال ورود به مكّه معظّمه مى باشد، در حالتى كه پيراهن و عباى رسول اللّه صلى الله عليه و آله را بر تن ؛ و عمامه آن حضرت را بر سر و كفش هاى وصله دارش را در پاى خود كرده ؛ و نيز چوب دستى او را در دست گرفته و به عنوان يك چوپان به همراه چند گوسفند مى آيد تا داخل مكّه گردد... .
با اين كه صدها سال از عمر مباركش سپرى شده ، امّا با شكل و قيافه جوانى شاداب ظاهر مى گردد و هيچ اثر پيرى در او ديده نمى شود؛ و به تنهائى وارد مسجدالحرام و به كعبه پناهنده مى گردد.
و چون شب فرا رسد و مردم به خواب بروند، جبرئيل به همراه ميكائيل و تعدادى از ديگر ملائكه نازل مى شوند و نزد حضرت ولىّ عصر، امام زمان صلوات اللّه عليه مى آيند.
در اين هنگام ، جبرئيل عليه السلام به صاحب الزّمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف گويد: اى سرور من ! گفتار تو مقبول و دستور تو نافذ خواهد بود.
پس از آن ، امام زمان عليه السلام دستى بر صورت خود مى كشد و اظهار مى دارد: حمد و ستايش مخصوص خداوندى راست كه وعده اش فرا رسيده و ما را وارث زمين گردانيده است و جايگاه ما بهشت خواهد بود، خداوند بهترين پاداش را براى عمل كنندگان مخلص قرار داده است .
بعد از آن ، حضرت بين ركن و مقام مى ايستد و با فريادى رعدآسا ندا مى دهد: اى كسانى كه خدا شما را براى يارى من ذخيره داشته است ، به پاخيزيد و به سوى من بشتابيد و مرا يارى كنيد.
امام صادق عليه السلام در ادامه فرمايش خود افزود: صداى امام زمان به گوش همگان در شرق و غرب عالَم خواهد رسيد.
و چون اين صدا به گوش همه برسد، تمامى اصحاب و ياران آن حضرت كمتر از يك چشم بر هم زدن گرد او جمع خواهند شد، كه تعداد آن ها سيصد و سيزده نفر، به تعداد اصحاب حضرت رسول صلى الله عليه و آله در جنگ بدر خواهد بود.
سپس تمامى افراد با حضرت بيعت خواهند كرد؛ و اوّل كسى كه دست امام زمان را مى گيرد و بيعت مى كند، جبرئيل امين عليه السلام است و پس از آن ساير ملائكه كه بر زمين فرود آمده اند؛ و سپس جنّيانى كه در ركاب آن حضرت بايد باشند و بعد از آن ها مؤمنينى كه كنار آن حضرت اجتماع كرده اند، بيعت مى نمايند.
(از کتاب چهل داستان و چهل حديث از امام زمان عليه السلام )(مؤلّف : عبداللّه صالحى)
نشانه هائى از امامت
25 رجب روز شهادت جانگداز حضرت امام کاظم (علیه السلام) است، با عرض تسلیت به شیعیان و دوستداران آن حجت خدا، خصوصا به محضر فرزند گرامی اش حضرت امام زمان (علیه السلام) حدیث بسیار ارجمندی در مورد آن بزرگوار تقدیم می گردد.
ابوبصير روايت كند:
روزى به محضر مبارك امام موسى كاظم (علیه السلام) وارد شدم و عرضه داشتم : فدايت گردم ، امام چگونه شناخته مى شود و نشانه هاى امامت چيست ؟
حضرت فرمود: امامت نشانه ها و علامتهاى بسيارى دارد:
يكى آن بود كه پدرم انجام داد (جريان بينا شدن ابوبصير توسّط امام صادق (علیه السلام) .
و از طرف خداوند متعال به وسيله حضرت رسول صلى الله عليه و آله منصوب و معرّفى شود، همانطور كه امام علىّ (علیه السلام) را نصب نمود.
و ديگر آن كه آنچه از او در هر موضوعى سئوال كنند، جواب آن را بداند و بتواند پاسخ دهد، و با مردم از هر قبيله و نژادى و صاحب هر لغتى كه باشند، سخن گويد.
سپس افزود: اى ابوبصير! هم اكنون نشانه اى از آن را مشاهده و ملاحظه خواهى نمود.
آن گاه لحظاتى گذشت ، ناگهان شخصى از اهالى خراسان وارد شد و با زبان عربى با حضرت سخن گفت ؛ ولى امام (علیه السلام) به فارسى و زبان محلّى با آن خراسانى صحبت مى فرمود.
مرد خراسانى با حالت تعجّب گفت : يا ابن رسول اللّه ! من با شما به زبان عربى سخن مى گويم ؛ ليكن شما به زبان فارسى صحبت مى فرمائى ؟!
حضرت فرمود: اگر ما نتوانيم به زبان فارسى و محلّى با شما سخن گوئيم ؛ پس چه مزيّت و فضيلتى بر ديگران داريم .
پس از آن ، حضرت به من خطاب نمود و فرمود: اى ابوبصير! امام به تمام لغات انسانها آشنا است ، و نيز زبان تمام حيوانات را مى فهمد و با آنها سخن مى گويد؛ و كسى كه داراى اين مزايا و اوصاف نباشد، امام نيست .
بحارالا نوار: ج 48، ص 47، ح 33، قرب الا سناد: ص 146، اصول كافى : ج 1، ص 255، ح 7، عيون المعجزات : ص 102،

گوشه زندان ویران و خرابم عار نیست
خوش دلم کاینجا کسی همراه من جز یار نیست
خوش بود گربسته باشد پای من در سلسله
رشته عشق است این عمامه و دستار نیست
محرم اسرار عشقم کاین چنین زندانی ام
کس به غیر از من در اینجا محرم اسرار نیست
گوشه زندان بغداد و غریب و مبتلا
غیر زنجیر جفایم یاور و غمخوار نیست
عاشق روی نگارم در رهش جان می دهم
جنت و فردوس من غیر از وصال یار نیست
گرچه زندانبان زند با تازیانه هرشبم
محو روی دلبرم باکم از این این آزار نیست
یوسف زهرایم و زندان شده چاه غمم
عاشقی باشد گناهم غصه ام در کار نیست
( ناشناس )
|
|