
|
آینه های عارف
|
||
باتوجه به علاقه و استقبال دوستان نسبت دستورالعمل قبلی از حضرت آیت الله بهجت (رحمه الله ) یکی دیگر از دستور العملهای آن بزرگوار را تقدیم عزیزان می کنم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله وحده، و الصلاة علی سید انبیائه و علی آله الطیبین، و اللعن علی أعدائهم اجمعین.
جماعتی از مؤمنین و مؤمنات، طالب نصیحت هستند؛ بر این مطالبه، اشکالاتی وارد است، از آن جمله:
1. نصیحت در جزئیات است، و موعظه، اعمّ است از کلیات و جزئیات؛ و ناشناسها همدیگر را نصیحت نمی کنند.
2. « من عمل بما علم ورثه الله علم ما لم یعلم »؛ « [ من عمل بما علم] کفی ما لم یعلم » ؛ ( والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا ).
آنچه می دانید، عمل کنید؛ و در آنچه نمی دانید؛ احتیاط کنید تا روشن شود؛ و اگر روشن شد، بدانید که بعض معلومات را زیر پا گذاشته اید؛ طلب موعظه از غیر عامل، محل اعتراض است؛ و قطعاً مواعظی را شنیده اید و می دانید، عمل نکردید، و گرنه روشن بودید.
3. همه می دانند که « رساله عملیه» را باید بگیرند و بخوانند و بفهمند، و تطبیق عمل بر آن نمایند، و حلال و حرام را با آن تشخیص بدهند؛ و همچنین مدارک شرعیه [را] اگر اهل استنباط باشند؛ پس نمی توانند بگویند:
« ما نمی دانیم چه بکنیم و چه نکنیم. »
4. کسانی که به آنها عقیده دارید، نظر به اعمال آنها نمایید، آنچه می کنند از روی اختیار، بکنید، و آنچه نمی کنند از روی اختیار، نکنید؛ و این، از بهترین راه های وصول به مقاصد عالیه است؛ « کونوا دعاة إلی الله بغیر ألسنتکم »؛
مواعظ عملیه، بالاتر و مؤثرتر از مواعظ قولیه است.
5. از واضحات است که خواندن قرآن در هر روز، و ادعیه مناسبه اوقات و امکنه، در تعقیبات وغیرآنها؛ و کثرت تردد در مساجد و مشاهد مشرفه؛ و زیارت علما و صلحاء و همنشینی با آنها، از مرضیات خدا و رسول(ص) است و باید روز به روز، مراقب زیادتی بصیرت و انس به عبادت و تلاوت و زیارت باشد.
و بر عکس، کثرت مجالست با اهل غفلت، مزید قساوت و تاریکی قلب و استیحاش از عبادت و زیارات است؛ از این جهت است که احوال حسنه حاصله از عبادات و زیارات و تلاوتها، به سبب مجالست با ضعفا در ایمان، به سوء حال و نقصان، مبدل می شوند؛ پس، مجالست با ضعیف الایمان- در غیر اضطرار و برای غیر هدایت آنها- سبب می شود که ملکات حسنه خود را از دست بدهد، بلکه اخلاق فاسده آنها را یاد بگیرد:
« جالسوا من یذکرکم الله رؤیته، و یزید فی علمکم منطقه، و یرغبکم فی الاخرة عمله. »
6. از واضحات است که ترک معصیت در اعتقاد و عمل، بی نیاز می کند از غیر آن؛ یعنی غیر، محتاج است به آن، و او محتاج غیر نیست، بلکه مولد حسنات و دافع سیئات است:
( و ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون. )عبودیت ترک معصیت در عقیده و عمل.
بعضی گمان می کنند که ما از ترک معصیت عبور کرده ایم!! غافلند از اینکه معصیت، اختصاص به کبائر معروفه ندارد، بلکه اصرار بر صغائر هم، کبیره است؛ مثلاً نگاه تند به مطیع، برای تخویف، إیذاءِ محرم است؛ [و] تبسم به عاصی، برای تشویق، اعانت بر معصیت است.
محاسن اخلاق شرعیه و مفاسد اخلاق شرعیه، در کتب و رسائل عملیه، متبین شده اند. دوری از علما و صلحا، سبب می شود که سارقین دین، فرصت را غنیمت بشمارند و ایمان و اهلش را بخرند به ثمنهای بَخس و غیر مبارک، همه اینها مجرب و دیده شده است.
از خدا می خواهیم که عیدی ما را در اعیاد شریفه اسلام و ایمان، موفقیت به
« عزم راسخ ثابت دائم بر ترک معصیت » قرار بدهد که مفتاح سعادت دنیویه و اخرویه است، تا اینکه ملکه بشود ترک معصیت؛ و معصیت برای صاحب ملکه، به منزله زهر خوردن برای تشنه است، یا میته خوردن برای گرسنه است.
البته اگر این راه تا آخر، مشکل بود و به سهولت و رغبت، منتهی نمی شد، مورد تکلیف و ترغیب و تشویق از خالق قادر مهربان نمی شد.
« و ما توفیقی إلا بالله، علیه توکلت، و إلیه انیب ».
و الحمدلله أولاً و آخراً، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرین و اللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین »
17 ربیع المولود 1419
انا لله و انا الیه راجعون
روح ملکوتی اُسوه عارفان ، عالم ربانی ، فقیه صمدانی و مرجع تقلید شیعیان حضرت آية الله العظمی محمد تقی بهجت « رحمة الله علیه » به ملکوت اعلی پیوست ، این مصیبت عظمی را به ولی الله الاعظم « عجل الله تعالی فرجه الشریف »، ولی امر مسلمین جهان حضرت امام خامنه ای ، و عموم شیعیان تسلیت عرض می کنم .

به عنوان تبرک یکی از دستورالعملهای آن بزرگوار را تقدیم دوستدارانش می کنم
الحمدلله رب العالمین، و الصلاة علی سید الأنبیاء و المرسلین، و علی آله سادة الأوصیاء الطاهرین و علی جمیع العترة المعصومین، واللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین.
جماعتی از این جانب، طلب موعظه و نصیحت می کنند؛ اگر مقصودشان این است که بگوئیم و بشنوند و بار دیگر در وقت دیگر، بگوییم و بشنوند، حقیر عاجزم و بر اهل اطلاع پوشیده نیست.
و اگر بگویند کلمه ای می خواهیم که امّ الکلمات باشد و کافی برای سعادت مطلقه دارین باشد، خدای تعالی قادر است که از بیان حقیر، آن را کشف فرماید و به شما برساند.
پس عرض می کنم که غرض از خلق، عبودیت است ( و ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون. سوره ذاریات/56 ) و حقیقت عبودیت؛ ترک معصیت است در اعتقاد که عمل قلب است و در عمل جوارح.
و ترک معصیت، حاصل نمی شود به طوری که ملکه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مکان و در میان مردم و در خلوت « ولا أقول سبحان الله و الحمد لله، لکنه ذکر الله عند حلاله و حرامه ».
ما امام زمان عجل الله له الفرج را دوست می داریم، چون امیر نحل است؛ امور ما مطلقاً به وسیله او به ما می رسد؛ و او را پیغمبر صلوات الله علیه برای ما امیر قرار داده؛ و پیغمبر را دوست داریم، چون خدا او را واسطه بین ما و خود قرار داده؛ و خدا را دوست داریم، برای اینکه منبع همه خیرات است و وجود ممکنات، فیض اوست.
پس اگر خود و کمال خود را خواهانیم، باید دوست خدا باشیم؛ و اگر دوست خداییم، باید دوست وسائط فیوضات از نبیّ و وصیّ، باشیم؛ وگرنه یا دوست خود نیستم، یا دوست واهب العطایا نیستیم، یا دوست وسائط فیوضات نیستیم.
پس کیمیای سعادت، یاد خداست، و او محرّک عضلات به سوی موجبات سعادت مطلقه است؛ و توسل به وسائط استفاضه از منبع خیرات، به واسطه وسائل مقرره خودش است. باید اهتدا به هدایات آنها نماییم و رهروی به رهبری آنها نماییم تا کامیاب شویم.
دیگر توضیح نخواهید و آنکه عرض شد، ضبط نمایید و در قلب ثبت [کنید]، خودش توضیح خود را می دهد.
اگر بگویید چرا خودت عامل نیستی؟! می گویم: « اگر بنا بود که باید بگوییم ما عاملیم به هر چه عالمیم، شاید حاضر به این حضور و بیان نمی شدیم »؛ لکن دستور، بذل نعمت است، شاید به مقصود برساند؛ « ما أخذ الله علی العباد أن یتعلّموا حتی أخذ علی العلماء أن یعلّموا ».
مخفی نماند اگر میسور شد برای کسی، نصیحت عملّیه بالاتر است از نصایح قولیه « کونوا دعاة إلی الله بغیر أاسنتکم »
وفقّنا الله و ایاکم لما یرضیه و جنبنا جمیعاً عن ما یسخطه و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته والحمدلله أولاً و آخراً والصلوة علی محمد و آله الطاهرین واللعن علی أعدائهم أجمعین.
وصيتنامه شهيد غلامحسين فتحي
تولد - 1344 شهادت -20/10/1365- عملیات كربلاي5 - شلمچه
بسم الله الرحمن الرحيم
كتب عليكم القتال و هو كره لكم و عسي ان تكرهوا شيئا" و هو خيرلكم و عسي ان تحبوا شيئا" و هو شر لكم والله يعلم و انتم لا تعلمون. (بقره/216) 
بنام الله و بياد الله و براي الله و فتح و نصرت از الله و ستايش و پرستش مخصوص اوست كه لباس هستي بر تن ما پوشانيد و ما را از جهل و ظلمت بسوي معرفت و روشنايي هدايت كرد و بر ما منت نهاد كه در اين زمان از زنده كنندگان دين او باشيم و دين او را خفظ كنيم. . . . . و هم اكنون كه كفر سراسر دنيا را گرفته و تمامي كفر در برابر اسلام بسيج شده و صف آرايي كرده تا اسلام را محو كنند ، عده اي بسيار قليل لباس جهاد و مبارزه را بر تن كرده اند و براي دفاع از اسلام از تمام هستي خود گذشته اند و به اين اميد مي جنگند كه تنها محب خدا هستند :
(ان الله يحب الذين يقاتلون في سبيله)
و به اين اميد هستند كه تكليف خود را به نحو احسن انجام داده و رضايت خداي خويش را بدست آورند. و اين حقير كه خداوند توفيق داده و منت نهاده كه لباس سپاه را كه لباس جهاد و شهادت است بر تن پوشيده تا از اسلام و انقلاب اسلامي دفاع كنم، با كمال معرفت و شناخت كامل اين راه را انتخاب كرده و تا آخرين لحظه زندگي و قطره خونم اين راه را دامه داده تا به خيل عزيزان و دوستانم بپيوندم كه فراقشان دلم را سوزانده و آتش عشق محبوبشان آرامش را از من گرفته و منتظر نداي حق تعالي هستم كه :
(يا ايتها النفس المطمئنه ارجعي الي ربك راضيه مرضيه فادخلي في عبادي وادخلي جنتي) (فجر/27-30)
آن عزيزاني كه رفتند وظيفه خود را همچون مولا و سرورشان حسين ابن علي (ع) انجام دادند و جنگيدند و حسين وار به شهادت رسيدند و سلاح خونين و آتشين خود را به ما سپردند . و ما بايد با قامتي استوار و با توكل بر خداوند انگيزه و هدف آنها را ادامه دهيم ، كه اگر ما هم اكنون نفس مي كشيم به واسطه خون اين عزيزان است . و امروز كه دفاع و جهاد بر هر فرد مسلمان واجب است اين حقير كه در سنگر جهاد نشسته پيامي و وصيتي دارم كه وظيفه خود مي دانم تذكر بدهم:
امت حزب الله و شهيد پرور! امروز انقلاب ما يك انقلاب اسلامي ،دفاع و جنگ ما دفاع از اسلام و احكام اسلام است . و اطاعت از فرمان حضرت امام بر تمامي مسلمانان خصوصا" شيعيان واجب و لازم است. چرا كه امروز مسئله ، مسئله اسلام است و جز اين نمي تواند باشد. و امام عزيز تكليف ما را روشن كرده و هيچ عذري از هيچ كس پذيرفته نيست كه مسئله اصلي جنگ است ، و از نماز و احكام اسلام بالاتر است. و اين امر بر هيچ كس پوشيده نيست و از خدا تشكر كنيد تا اين نعمت بزرگي كه به مردم ما داده از ما نگيرد و آن حفظ دين خداست . و بدانيد كه تكليف ما را سيد الشهداء (ع) معلوم كرده و بايد همچون شهداي كربلا از تمام هستي و وجود خود بگذريم كه دين خدا را حفظ كنيم. كه اگر سهل انگاري شود آنچنان اسلام سيلي مي خورد كه تا قرنها نمي تواند سرش را بلند كند ، و اين عزتي كه مسلمانان دارند از بين خواهد رفت. و ديگر اينكه هرگز امام خود را تنها نگذاريد كه تنها گذاشتن امام كنار گذاشتن اسلام و مسلماني است. و تا آخرين قطره خون خود مطيع و فرمانبر او باشيد. و ديگر اينكه اتحاد و وحدت خود را حفظ كنيد كه هر جا نفاق و دوگانگي بوجود آيد به ضرر اسلام و انقلاب است و باعث شادي دشمنان اسلام خواهد شد.
ووصيت من عمل به وصيت و پيام شهدا است و از كليه دوستان و آشنايان مي خواهم كه در زندگي اخلاص و توجه به خداوند را سر منشأ تمام كارها قرار دهيد و از كاري كه موجب خشم و غضب خداوند است بپرهيزيد . و همديگر را بيشتر دوست داشته باشيد ، و منشأ دوستي را حب خداوند قرار دهيد .و از غرائز بپرهيزيد و بدانيد تنها چيزي كه نجاتبخش آخرت ما خواهد شد عمل صالح و حسن عامل است.
و در آخر چند كلامي به پدر و مادر عزيز و مهربانم، كه فرزند حقيرتان را حلال كنيد، هر چند كه حق فرزندي را بخوبي ادا نكردم ولي از شما خواهانم كه تمام مشكلات و سختي هاي دنيايي را بخاطر خدا و رضايت او تحمل كنيد. و بدانيد كه شيريني آخرت از آن شما است و همه ما رفتني هستیم . شما خوشحال باشيد كه فرزندتان بخاطر اسلام و قرآن رفته و شهادت را انتخاب كرده و خداي نخواسته چيزي جز آنكه امام بخواهد شما نخواهيد.
از برادران عزيزم علي اكبر و محسن نيز حلاليت مي طلبم ، و از آنها خواهانم همانطور كه تا بحال براي اسلام از هيچ چيز دريغ نكرديد تا آخر زندگي در راه اسلام و انقلاب كوشا باشيد، و از خواهرانم نيز حلاليت مي طلبم و اميدوارم كه در سنگر حجاب تا آخرين لحظه زندگي ،از انقلاب و اسلام دفاع كنيد . و فرزندان خود را فقط براي اسلام ترببيت كنيد و مانع خدمت آنها به اسلام و انقلاب نباشيد .
و برادران كوچكم محمد و رضا را نيز به نحو احسن تربيت كنيد. در آخر از شما مي خواهم كه برايم طلب مغفرت كنيد و دعا كنيد پاك از دنيا بروم و گناهانم مانع از رضايت خداوند نباشد.
وا لسلام عليكم و رحمه الله و بركاته -14/10/65- غلامحسين فتحي
****************************
روحش شاد و یادش جاویدان
توراست شادی وصل و مرا غم هجران
ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا
از شهدا که نمی شود چیزی گفت . شهدا شمع محفل دوستانند. شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان عند ربهم یرزقون اند، و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی پروردگارند. اینجا صحبت عشق است وعشق. و قلم درترسیمش بر خود می شکافد.
( امام خمینی (ره) صحیفه نور-ج 21)
دیدم به تنهایی وابتدا خودم نمی توانم از شهدا حرف بزنم . از طرفی دلم سخت هوای آنها را داشت ، ونمی توانستم صبرکنم تا مثلا هفته دفاع مقدس ، یا سالگرد شهید عزیزمان « غلامحسین » ، این بود که دست به دامن امام (ره) شدم تا او سخن را شروع کند . و حالا که کلام امام ، امام سخن شد ، به دنبالش و به پیروی از آن عارف بزرگ مختصری زندگی نامه شهید ارجمند « غلامحسین فتحی » را مرور می کنیم ، تا غبار دلهامان شستشو شود ، و بعد اگر عمری بود و توفیقی داشتم ، در یادداشت بعد وصیت نامه آن گرامی را تقدیم کنم . ضمنا در یادداشت « قیامت میقات » که در آرشیو است به نحو دیگری شهادت آن عزیز منعکس شده .
ابتدا از همه دوستانی که این مطلب را مطالعه می کنند درخواست دارم که صلوات و
فاتحه ای تقدیم روح همه شهیدان خصوصا سید الشهداء (ع ) بنمائید.
زندگی نامه شهید غلامحسین فتحی
شهادت ۲۰/10/1365 شلمچه – عملیات کربلای 5
شهید غلامحسین فتحی در سال 1344 شمسی در یکی از روستاهای اراک ، در خانواده ای مذهبی و اردتمند به اهلبیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به دنیا آمد.
در اوایل دوران کودکی اش همراه خانواده به اراک مهاجرت نمودند ، و او تحصیلات خود را در اراک آغاز نمود. در زمان نهضت اسلامی و انقلاب تاریخ ساز امام خمینی (ره) او دانش آموزی بود که در کنار تحصیل ، الفبای عشق و ایمان را می آموخت . و در همان زمان با توجه به فضای دینی و فرهنگی خانواده ، و زمینه های انقلابی جامعه ، عشق و علاقه و پیوند جاودانی با اسلام عزیز دل و جانش را سیراب می نمود. و در همین حال و هوا شاهد پیروزی انقلاب اسلامی و سرنگونی رژیم ظلم و ستم شاهنشاهی بود.
با شروع جنگ تحمیلی بلافاصله در بسیج مدرسه و پایگاه مقاومت مسجد عضویت و همکاری خود را آغاز کرد، و از سوی دیگر حضور در مجالس و هیئتهای مذهبی که باعث افزایش آگاهی او نسبت به معارف اسلامی و آشنایی با امامان معصوم (علیهم السلام) خصوصا شهیدان کربلا می شد ، برایش شیرین ترین کارها بود.
در سال 1361 به آموزش نظامی بسیج و پس از آن به جبهه اعزام گردید. پس از دوبار شرکت در جبهه های جنوب و غرب ، در سال 1362 عضو تمام وقت بسیج شد وهمکاری خود را با واحد آموزش عقیدتی سپاه ادامه داد. شوق و علاقه وافر او به انقلاب اسلامی و وظیفه شناسی که داشت ، سبب شد که با توجه به حساسیت زمان و ضرورت دفاع از اسلام ، تحصیل خود را رها نموده و عضو رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گردید، و خدمت عاشقانه خود را در لباس مقدس پاسداری ادامه داد.
با توجه به زمینه مناسب و علاقه و آمادگی که غلامحسین نسبت به معارف قرآن و اسلام داشت ، به دوره آموزش مربی قرآن در قم اعزام شد ، و پس از موفقیت در این دوره با تشکیل کلاسهای قرآن و عقیدتی برای پاسداران و بسیجیان فعالیت خود را ادامه داد . اما عطش سیری ناپذیر غلامحسین به جهاد و شهادت در راه خدا آرامش را از او سلب کرده بود ودر جستجوی گمشده و معشوقش همراه با گردان امام حسین (ع) حضور خود را در جبهه بیشتر کرد و بارها در عملیاتهای مختلف شرکت نمود.
در عملیات کربلای چهار(دی ماه 1365) مجروح و در بیمارستان بستری شد. اما پس از مدتی اندک در حالی که هنوز بهبود نیافته بود ، بیمارستان را ترک و حتی بدون مراجعه به منزل ، مسقیما به جبهه رفت ،و آماده شرکت در عملیات کربلای پنج شد.
در عملیات کربلای پنج معاون فرمانده گروهان بود ، و با مجروح شدن فرمانده ،مسئولیت فرماندهی گروهان به او واگذار شد. او بوی وصل را استشمام می کرد ، یار چهره ای به او نشان داده و قرارش را ربوده بود. شور و شوق وصال در سحرگاه روز بیستم دی ماه بی تابش کرد .و در ادامه عملیات کربلای پنج ، زمانی که فقط بیست ویک بهاردر عمرش دیده بود ، در حالی که نام مقدس حضرت زهرا (س) را برلب داشت ، گلوله تیربار به سینه اش اصابت نمود و با سینه خونین به دیدار محبوب شتافت و به وصال رفیق اعلی رسید.
**********************************
روحش شاد و یادش جاویدان
در حسرت ديدار
دلم هوايي شده بود . ميل كعبه داشت ، راهم نمي دادند . كه تو در برون چه كردي؟؟؟ . . . .
به جملاتي از الهي نامه برخوردم خيلي بيشتر از ظرفيت من بود ، به شما تقديم مي كنم :
الهى! خانه كجا و صاحب خانه كجا؟
طائف آن كجا و عارف اين كجا؟
آن سفر جسمانى است و اين روحانى؛
آن براى دولتمند است و اين براى درويش؛
آن اهل و عيال را وداع كند و اين ماسوا را؛
آن ترك مال كند و اين ترك جان؛
سفر آن در ماه مخصوص است و اين راه همه ماه؛
و آن را يك بار است و اين را همه عمر؛
آن سفر آفاق كند و اين سفر انفس، راه آن را پايان است و اين را نهايت نبود؛
آن مى رود كه برگردد و اين مى رود كه از او نام و نشانى نباشد؛
آن فرش پيمايد و اين عرش؛
آن مُحرم مى شود و اين مَحرم؛
آن لباس احرام مىپوشد و اين از خود عارى مى شود؛
آن لبيك مى گويد و اين لبيك مى شنود؛
آن تا به مسجد الحرام رسد و اين از مسجد الاقصى بگذرد؛
آن استلام حجر كند و اين اشتقاق قمر؛
آن را كوه صفاست و اين را روح صفا؛
سعى آن چند مرّه بين صفا و مروه است و سعى اين، يك مرّه در كشور هستى؛
آن هروله مى كند و اين پرواز؛
آن مقام ابراهيم طلب كند و اين مقام ابراهيم؛
آن آب زمزم نوشد او اين آب حيات؛
آن عرفات بيند و اين عرصات؛
آن را يك روز وقوف است و اين را همه روز؛
آن از عرفات به مشعر كوچ كند و اين از دنيا به محشر؛
آن رمى جمرات كند و اين رجم همزات؛
آن حلق رأس كند و اين ترك سر؛
آن را «لافسوق و لاجدال فى الحج» است و اين را « فى العُمر»؛
آن بهشت طلبد و اين بهشت آفرين؛
لاجرم آن حاجى شود و اين ناجى؛
خنك آن حاجى كه ناجى است؛
الهى توانگران را به ديدن خانه خوانده اى و درويشان را به ديدار خداوندِخانه؛
آنان سنگ و گل دارند و اينان جان ودل؛
آنان سرگرم درصورتندو اينان محو در معنا؛
خوشا آن توانگرى كه درويش است.
الهى! تن به سوى كعبه داشتن چه سودى دهد آن را كه دل به سوى خداوند كعبه ندارد؟
شهيد محراب - گناهان کبيره
20 آذر 1360 حضرت آيت الله سيد عبدالحسين دستغيب نماينده امام و امام جمعه شيراز توسط منافقين در نماز جمعه به شهادت رسيد
او از يارن مخلص وهمدل و همرا ه امام خميني ( ره ) بود و شهادتش براي امام بسيار تلخ و غم افزا بود. و در مدت عمر پر بركت خود هم در پرورش شاگردان شايسته وهم در نشر و ترويج تعاليم مقدس اسلام بسيار موفق بود . در سال هاي اول انقلاب به خصوص پس از شهادتش ، بيشتر افراد اهل مطالعه و علاقمند به اسلام با كتاب ها و نوشته هايش انس خاصي داشتند . بيانات شيوا و رسا و دل پاك و نيت خالصش اين جاذبه را مضاعف مي كرد . حدود به چهل عنوان كتاب ازآن بزگوار به چاپ رسيده . و در ميان كتابهايش " گناهان كبيره " از همه بيشتر مورد توجه و مطالعه قرار گرفت . روح مطهرش شاد و با اجداد معصومش محشور باد براي شادي روحش صلوات و فاتحه كتابهاي شهيد:
1- ايمان 2- بندگي راز آفرينش ( شرح خطبه فدكيه ) 3 - گناهان كبيره ( 2 جلد ) 4- توحيد 5- آدابي از قرآن ( تفسير سوره حجرات ) 6- اخلاق اسلامي 7- نبوت 8- راز گويي و قرآن ( تفسير سوره مجادله ) 9- مظالم 10- معاد 11- حقايقي از قرآن ( تفسير سوره قمر ) 12- نفس مطمئنه 13 – عدل 14- قيامت و قرآن ( تفسير سوره طور ) 15- شرح خطبه شعبانيه 16- امامت 17- قلب قرآن ( تفسير سوره يس ) 18- صلواة الخاشعين 19- فاطمه زهرا (سلام الله عليها ) 20- معراج ( تفسير سوره النجم ) 21- استعاذه 22- سيد الشهداء (عليه السلام ) 23- معارفي از قرآن ( تفسير سوره حديد ) 24- 82 پرسش 25- زينب كبري (سلام الله عليها ) 26- سراي ديگر ( تفسير سوره واقعه ) 27- داستانهاي شگفت 28- مهدي موعود 29- بهشت جاويدان ( تفسير سوره الرحمن ) 30- فاتحة الكتاب 31- قيام حسيني 32- قلب سليم ( 2 جلد ) 33- خطبه هاي جمعه
كتاب گناهان كبيره
گناه كبيره چيست ؟از آنجا كه دانستن گناهان كبيره بر هر مسلماني واجب است تا از آنها پرهيز كند ، گناهاني كه كبيره بودنش مسلم است و در اين كتاب مشروحا بيان شده است فهرست وار ذكر مي گردد
گناهان كبيره:
1- شرك و رياء 2- ياس از رحمت خداوند 3- بدگماني به خدا 4- نترسيدن از قهر خداوند 5- آدم كشي 6- عقوق والدين 7-قطع رحم 8- خوردن مال يتيم 9- ربا خواري 10- زنا 11-لواط 12- قذف 13- شراب خواري 14- قمار 15- سرگرمي به لهويات و.. 16- غناء 17- دروغ 18- سوگند دروغ 19- شهادت دروغ 20- گواهي ندادن 21- پيمان شكني 22- خيانت به امانت 23- دزدي 24- كم فروشي 25- حرام خواري 26- حبس حقوق 27- فرار از جهاد 28- تعرب بعد از هجرت 29- كمك به ستمگران 30- كمك نكردن به ستمديدگان 31- سحر و جادو 32- اسراف 33- تكبر ورزيدن 34- جنگ با مسلمانان 35- خوردن مردار و گوشت خوك 36- ترك عمدي نماز 37- ندادن زكات 38- سبك شمردن حج 39- ترك يكي از واجبات 40- اصراربرگناه و كوچك شمردن گناه 41- ستم كردن به ورثه در وصيت 42- غيبت 43- نمامي 44- استهزاء مومن 45- سب و طعن مومن 46- خواركردن مومن 47- رسوا كردن مومن 48- هجو مومن با شعر و نثر 49- اذيت مومن 50- همسايه آزاري 51- مكر و نيرنگ 52- دورويي 53- احتكار 54- حسد 55- دشمني با مومن 56- مساحقه 57- قيادت و دياثت 58- استمناء 59- بدعت 60- حكم ناحق 61- جنگ در ماه حرام 62- بازداشتن از راه خدا 63- كفران نعمت 64- فتنه انگيزي 65- فروختن اسلحه به كفار 66-بهتان و سوء ظن 67- هتك قرآن 68- هتك كعبه 69- هتك مساجد 70- هتك مشاهد مشرفه و تربت امام حسين ( ع )
حضرت عبد العظیم علیه السلام
حضرت عبدالعضيم حسني از مفاخر خاندان نبوت و اهل بيت عصمت (عليهم السلام ) مي باشند .
عبد العظيم ابن عبدالله ابن الحسن ابن زيد ابن حسن مجتبي ( عليه السلام )هم زمان با امام دهم مي زيسته آن بزرگوار مورد اعتماد و وثوق حضرت امام هادي (عليه السلام ) و نمونه والاي پرهيزكاري و تقوا بود . وفات ايشان در 15 ماه شوال و قبر مطهرشان در شهر ري زيارتگاه اهل دل و پيروان ائمه هدي است.مهرخوبان دل و دين او را ربوده بود و همه عمر بابركت خود را در خدمت امام زمان خو د بود. با همه سرمايه علمي و ايماني خود باز هم روزي در خدمت امام دهم ( عليه السلام ) اعتقادات وباورهاي ديني خود را عرضه كرد و از امام عليه السلام درخواست كرد اگر اشكالي در عقيده او هست راهنمايي فرمايد
در مورد شناخت خداوند ، نبوت حضرت رسول (ص ) ، امامت علي ( ع) و فرزندانش ، و اينكه ولايت و دوستي و پيروي آنان را بر خود واجب مي داند و دوستي با دوستان و دشمني با دشمنان واجب است ، و اينكه معراج حق است و سئوال در قبر ، و بهشت و دوزخ خق است ، صراط و ميزان و قيامت حق است و نيز پس از ولايت اهلبيت ، نماز واجب است و روزه و حج و جهاد و امر به معروف و نهي از منكر واجب مي باشد
بياييد براي هم دعا كنيم كه عقيده و عمل ما هم مورد پسند امام زمان ما باشد -
مهر خوبان
مهر خوبان دل و دين از همه بيپروا برد
رخ شطرنج نبرد آنچه رخ زيبا برد
تو مپندار كه مجنون سر خود مجنون گشت
از سمك تا به سمايش كشش ليلا برد
من به سرچشمه خورشيد نه خود بردم راه
ذرهاي بودم و مهر تو مرا بالا برد
من خس بي سر و پايم كه به سيل افتادم
او كه ميرفت مرا هم به دل دريا برد
جام صهبا زكجا بود مگر دست كه بود
كه در اين بزم بگرديد و دل شيدا برد
خم ابروي تو بود و كف مينوي تو بود
كه به يك جلوه ز من نام و نشان يكجا برد
خودت آموختيام مهر و خودت سوختيام
با برافروخته رويي كه قرار از ما برد
همه دل باخته بوديم و هراسان كه غمت
همه را پشت سر انداخت مرا تنها برد
ازعارف بزرگ علامه طباطبايي رحمة الله عليه
۲۹/۸/۸۴
او از فرشته بر تر بود
سال 1281 شمسي در تبريز به دنيا آمد و او را محمد حسين ناميدند
از طرف پدر اولاد امام حسن مجتبي (عليه اسلام ) و از مادر اولاد امام حسين عليه السلام بود . در 5 سالگي مادر و در 9 سالگي پدرش را از دست داد.
در مدت تحصيل زير نظر استادان ارزشمند و مبرز مدارج كمال را طي نمود ودر فلسفه - فقه - حديث- تفسير - عرفان و سيرو سلوك - در صرف و نحو - معاني و بيان - اصول و كلام - اخلاق - رياضي ( حساب ، هندسه ، جبر ) - ستاره شناسي - به مقامات عالي استادي رسيد و به حق شايستگي عنوان علامه را داشت .
علامه طباطبايي در خطاطي - نقاشي - طراحي- سرودن شعر- تير اندازي- سواركاري نيز تبحر داشت .
برخي آثارو خدمات و ابتكارات علمي علامه :
1- به صحنه آوردن قرآن و درس تفسير قرآن به طور مستقل و شايسته .
2- تدريس فلسفه اسلامي به طور رسمي كه تا آن زمان مهجور و منزوي و راكد بود
3- با محتواي فلسفه اسلامي پوچي و بي ارزشي فلسفه مادي را اثبات نمود
4- طرح مسائل و شبهه هاي فكري مورد نياز و ارئه پاسخ هاي عميق با استفاده از فلسفه و معارف اسلام
5- آسان كردن كتابهاي درسي فلسفي
6- بيان و روشن نمودن پيوند ناگسستني دين و فلسفه
7- تاليف بيش از سي كتاب ارزشمند و ماندگار كه يكي از آنها تفسير قيم و ابتكاري الميزان است و نيز كتاب هاي : سنن النبي - خلاصه تعاليم اسلام - مصاحبه ها با پرفسور كربن فرانسوي - قرآن در اسلام - شيعه در اسلام - بداية الحكمه - نهاية الحكمه - اصول فلسفه و روش رئاليسم - علي و فلسفه الهي - ولايت نامه - تعليقه بر اسفار ملاصدرا - تعليقه بر بحارالانوار - و . . . .
علامه بزرگوار طباطبايي پس از عمري تلاش و مجاهدت در راه بندگي خدا و نشر اسلام عزيز در روز يكشنبه (18 محرم 1402 ) 24 آبان 1360 شمسي به محضرپروردگار و رفيق اعلي رحلت فرمود . قبر او در مسجد بالاسر حضرت معصومه سلام الله عليها است و زيارتگاه اهل ولا.
از معنويت ، اخلاق ، و عرفان ايشان داستانها نقل شده و ارادت ايشان به اهلبيت عصمت زبانزد اهل دل است .
**** يك هفته مانده به رحلت ديگر جواب كسي را نمي داد . و سخن نمي گفت . فقط زير لب (لا اله الا الله ) را زمزمه مي كرد
**** در روزهاي آخر كسي از او پرسيد در چه مقامي هستيد؟ فرمود : مقام تكلم . پرسيد تكلم با چه كسي ؟ فرمود :با حق ****آخرين بار كه حالش بد شد و راهي بيمارستان شد به همسرش فرمود : من ديگر بر نمي گردم
****ارادت ايشان به اهلبيت زبانزد بود . مي فرمود : باطن دنيا صلوات بر محمد و آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين است .
**** هر سال در ايام فاطميه ده روز در خانه اش عزا مي گرفت.
**** ميفرمود : همه امامان عليهم السلام لطف دارند اما لطف امام رضا عليه السلام محسوس است .
**** مي فرمود : من به حال اين مردم كه اينطور عاشقانه ضريح را مي بوسند غبطه مي خورم .
**** جايي فرموده بود : اي كاش بنده يك مرثيه خوان حضرت سيدالشهدا عليه السلام بودم .
**** در مجلس عزاي امام حسين عليه السلام مي رفت و مي فرمود : ما براي سياهي لشگر بودن شركت مي كنيم .
**** ايشان اشعار زيبايي هم دارند ولي فقط يك بيت از ايشان نقل مي كنم و در صوذت توفيق در فرصت ديگر شعري از آن عزيز درج مي كنم
سلام و درود خدا بر روح نوراني او باد ۲۳/۸/۸۴
حال عاشقی
در نمازم خم ابروي تو در ياد آمد حالتي رفت كه محراب به فرياد آمد
اويس قرني در بعضي از شب ها مي گفت : امشب شب ركوع است . و تمام شب را در يك ركوع به سر مي برد .
در شب ديگر مي فرمود : امشب شب سجود است . و شب را به يك سجود به صبح مي رسانيد.
كسي به او گفت : اي اويس چگونه طاقت داري كه شب ها به اين درازي را به يك حالت مي گدراني ؟
اويس گفت : كجا شب دراز است ؟ كاشكي از ازل تا ابد يك شب بود تا من به يك سجود آن را به آخر ببرم و در آن ناله هاي زار و گريه هاي بي شمار نمايم .
|
|