تبليغاتX

آینه های عارف - بي نيازي از انسان کامل ؟؟!!
 
آینه های عارف
 
 
 

بي نيازي از انسان کامل در کدام مرحله ؟؟

 در يادداشت قبل به اين نکته اشاره شد که عالم ما ظاهر و باطني دارد. ظاهر آن با علم و تجربه دانشمندان قابل شناخت و بررسي است . و از راه اين علوم مي توان قواعد و فرمول زندگي در طبيعت را به تدريج و با آزمون وخطا بدست آورد.
چنانکه دانشمندان پديده هاي مختلف را در شرايط مشخص شناسايي و يا تجزيه و ترکيب نموده و مورد استفاده قرار مي دهند. و انسانها به کمک علوم از نعمتهاي ارزشمند طبيعت در زمين و دريا و هوا بهره مند مي شوند . دستاوردهاي علم در رشته هاي گوناگون تجربي ، توليدي ، صنعتي ، کشاورزي ، علوم پايه و غيره حاصل تلاش انسان در همين راستا بوده ، و البته مفيد و شايسته شکرگزاري است .
اما باطن اين عالم  (که در وجودش هيچ ترديدي نيست ) نه با علوم عادي قابل شناخت است و نه قابل کنترل و استفاده . در ميان انسانها کساني هستند که عالم به تعليم الهي شده اند و خداي حکيم به آنها عطا فرموده آنچه را که بشر هرگز قادر به درک آن نبود . که نمونه کامل و اتم اين بزرگان حضرات معصومين (سلام الله عليهم ) مي باشند . آنها با اذن الهي علاوه بر  ظاهر عالم ، هم  باطن عالم و هم قواعد و قوانين روابط و اسرار باطني عالم را شناخته اند .  چنانکه
حضرت علي (عليه السلام ) فرمود من به راههاي آسمان آشناتر از راههاي زمين هستم .
و يشر تنها از طريق راهنمايي و دستگيري اين بزرگان مي تواند به آنچه که نياز دارد اما هيچگاه برايش قابل حصول نيست دست يابد .
(( و علمکم ما لم تکونوا تعلمون ))

عارف و مفسر و فيلسوف بزرگ شيعه ، حضرت علامه طباطبايي با تعبير "استاد خاص " از اين پاکان و راهنمايان بي بديل ياد مي فرمايد : « و اما استاد خاص آن است که بخصوصه منصوص به ارشاد و هدايت است و آن رسول خدا و خلفاي خاصه حقه او هستند و سالک را در هيچ حالي از احوال از مرافقت وهمراهي استاد خاص گزيري نيست ، اگرچه به وطن مقصود رسيده باشد .» 
                                       ( از رساله لب اللباب در سير و سلوک اولي الالباب )
آري انسان کامل که که معصوم و پاک از هر رجس و پليدي است ،بر همه عوالم وجود و ظاهر و باطن و روابط و اسرارهمه موجودات عالم آگاه است، و نياز ما و امثال ما به او هيچ پايان و حدي ندارد . يعني در هيچ مرحله اي از مراحل پيشرفت و تکامل بي نياز ازدستگيري و راهنمايي آن بزرگان نخواهيم بود حتي اگر سالهاي طولاني عمر خود را از تعاليم و ارشاد آنها بهره مند شده باشيم .
در اين باب توجه عزيزان همراه را به قضيه تاريخي برخورد يک شاگرد خوب و مطيع و با سعادت مکتب معصومين (عليهم السلام ) جلب ميکنم . کسي که از ميان چهارده نور پاک عصمت با هفت تن از آنان معاشرت و موانست و همنشيني داشته يعني جابر ابن عبدالله انصاري . او که در جواني از ياران پيامبر اکرم (ص) بود و تمام عمر خود را در ارتباط و خدمت اهلبيت ايشان گذراند ، دراواخر عمر برخوردي با حضرت امام باقر (عليه السلام ) داشت و طي گفتگويي با ايشان برايش معلوم شد که پس از اين همه سال هنوز پله هاي بسياري از راه تکامل را طي نکرده و در حضور امام نه مي تواند اظهار وجود کند و نه به هيچ وجهي با معصوم قابل مقايسه است .
چون قصد من پرهيز از طولاني شدن مطلب است ،دوستان مي توانند براي اطلاع به کتاب مسکن الفواد نوشته شهيد ثاني مراجعه فرمايند . اميدوارم همه عزيزان در راه رشد و رسيدن به قله هاي بلند انسانيت با عنايت خداي متعال مورد توجه و لطف وجود مقدس معصومين (عليهم السلام ) قرار گيرند . محتاج دعاي همه شما - التماس دعا

 |+| نوشته شده در  87/02/13ساعت 15  توسط عارف  | 
 
  بالا