
|
آینه های عارف
|
||
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
محرم نامه
كعبه را بگذار رو كن سوي يار
حائل است اين خانه بنگر روي يار
رو به سوي قبله عشاق كن
شوق را دروصل او مشتاق كن
كاروان عشق آنك سر رسيد
عارفي سر تا به پا محشر رسيد
جمله زيبا رخان در هلهله
ماه در خجلت شد از اين قافله
خيمه معراج را بر پا ببين
باز سبحان الذي اسري ببين
مسجد الا قصي نه ، اينجا كربلاست
اين تماشا خانه قالوا بلي است
![]()
![]()
اين مناي ذبح اسماعيل نيست
قوس ادني مسكن جبريل نيست
ني زبان اينجا توانا بر سخن
ني قلم اينجا چراغ انجمن
اين زمين كربلا يا محشر است !؟
اين ظهورستان عشق داور است !
هر كه اين مي خانه آمد مست شد
وآن دگر سر مست شد، بي دست شد
دست وسر ديگر حجاب ساقي است
ساقي اينجا تشنه تر از باقي است
اي ملائك چشم خود را وا كنيد
طفل دردي نوش را معنا كنيد
![]()
![]()
كودك اينجا اگر نابالغ است
رهبر نام آوران عاشق است
تشنگي اينجا براي آب نيست
گاه وصل آمد، كسي را تاب نيست
اين كه جان تقديم جانان مي كند
عرشيان را مات و حيران مي كند
رمز اني اعلم اينجا بر ملاست
اين حسين آباد عرش كبرياست
اي ملائك سجده بر آدم كنيد
ديگر اين چون وچراها كم كنيد
اين محرم نامه را امضا دهيد
جام را بر ساقي جان ها دهيد
![]()
![]()
در نوا با تعزيه داران شويد
انجمن هاي قلم گريان شويد
اين محرم نامه خونين نامه شد
كربلا ورد زبان خامه شد
از محرم عشق جوشان مي شود
رود غيرتها خروشان مي شود
از محرم دل جلا پيدا كند
تكيه بر پيدا و ناپيدا كند
پير ما در كربلا پيرانه شد
با محرم فاضل و فرزانه شد
پير ما مي گفت مكتب كربلاست
داستان كربلا در روضه هاست
![]()
![]()
كربلا را خون عاشق بيمه كرد
خون مگر شمشيرها را نيمه كرد!
اين سياهي ها كه بر ديوارها است
رمز استمرار در پيكارها است
اين سيه پوشان گريان غمين
نوحه خوانان شقايق زار دين
از فرات آب عطشان آمدند
مست و سيراب از مي جان آمدند
اين محرم نامه ها احيا گرند
نوحه ها بيداد را رسوا گرند
سينه زن ها محو عترت مي شوند
غرق درياي محبت مي شوند
![]()
![]()
اين محرم ها بسيجي پرور است
هر نم اشكي شهيدي ديگر است
شاهد ما خاك ريز عاشقان
كربلايي هاي بي نام و نشان
نينوائي زادگان جبهه ها
راويان قصه قالوا بلي
وه كه عشق اينجا عجب زيباستي!!
قصه جف القلم اينجاستي!
« عارف »
![]()
![]()
|
|