تبليغاتX

آینه های عارف - آيه هاي كربلايي
 
آینه های عارف
 
 
 

آيه هاي كربلايي

پيامبر اکرم ( صلي الله عليه وآله و سلم )  براي تضمين سعادت امت دو يادگار سنگين و ارزشمند از خود به يادگار گذاشت که کتاب خدا و اهلبيت عصمت ( عليهم السلام ) بوده است . واين دويادگار تا قيامت از هم جدا نمي شوند. و هرگاه فرد و يا جامعه اي يکي از آن دو را رها کند ، به گمراهي دچار مي شود.
در آموزه هاي ديگري که از معصومين ( عليهم السلام ) رسيده است ، به مردم سفارش شده که قرآن براي شما سخن نمي گويد وتفسير آيات الهي را نخواهيد دريافت مگر اينکه از ما بگيريد . که معاني و تفسير ثقل اکبر فقط از ثقل ديگر ساخته است ولا غير.
از مطالعه در زندگي اهلبيت ( عليهم السلام ) به دست مي آيد که مسلمانان در هر زمينه و موضوعي که نياز به راهنمايي داشتند و مسئله اي برايشان مطرح بود ، مرجع قابل اعتماد و معصومانه براي بيان و توضيح مسئله و پاسخ گويي به مسائل مردم تنها اهلبيت و امامان معصوم ( عليهم السلام ) بودند .و در حدود دويست و پنجاه سال پس از پيامبر اکرم ( صلي الله عليه وآله و سلم ) ، قول و فعل و تقرير و در واقع سنت معصومين ( عليهم السلام ) جامعه انساني را از نور و روشني و هدايت برخوردار مي نمود .

حضرت ابا عبدالله الحسين ( عليه السلام ) نيز که لحظه لحظه زندگي سراسر نور او به اراده پروردگار از رجس و پليدي و گمراهي مبرا بود ، همه سخن و عمل و تصميم ايشان آميخته با قرآن و هماهنگ با کتاب خدا بود. و به حق او خود قرآن مجسم و قرآن ناطق بود .
بنا براين نهضت مقدس کربلا که زيبا ترين حماسه عشق و عرفان و بندگي حق است ، به يقين بهترين و کاملترين تفسير و بيان براي آيات نوراني قرآن و کلام پروردگار است .
اما علاوه بر اعمال و رفتار، و تصميم و اقدام آن سرور عاشقان که مطابق و مفسر قرآن است ، آن بزرگوار در مراحل و مقاطع متعددي از قيام کربلا  آيات قرآن را براي مخاطبان تلاوت فرموده اند که اين موارد درخشندگي و حلاوت خاصي دارد . در اين يادداشت برخي موارد که از ايشان نقل شده است تقديم عاشقان قرآن و عترت مي کنيم :

(1) هنگام خروج از مكه زماني كه كاروان حسيني حج را نيمه تمام گذاشت و به سوي كوفه حركت نمود، از طرف فرماندار مكه كساني آمدند و به امام ( عليه السلام ) گفتند آيا از خدا نمي ترسي كه در بين امت پيامبر تفرقه مي اندازي؟
امام ( عليه السلام ) اين آيه را تلاوت كرد:
« لي عملي و لكم عملكم انتم بريئون مما اعمل و انا بريء مما تعملون- يونس/41» عمل من از آن من است و عمل شما از آن شما؛ شما از آنچه من انجام مي دهم بيزاريد و من از آنچه شما مي كنيد بيزارم. ( ابي مخنف – 277 )
(2)  در يكي از منازل قبل از رسيدن به كربلا ،  افرادي به كاروان امام برخورد كردند كه از كوفه مي آمدند. امام ( عليه السلام ) از آن ها اوضاع كوفه را جويا شد. در پاسخ گفتند كه حضرت مسلم و هاني به شهادت رسيدند و پيكر آن ها را در كوچه و بازار به اين سو و آن سو مي كشيدند. 
 ابا عبد الله ( عليه السلام ) آيه استرجاع را تلاوت فرمود:
«انا لله و انا اليه راجعون-بقره/56».  ( ابي مخنف – 234 ، منتهي الآمال – 381)
( 3)
 وقتي سپاه كوفه به فرماندهي حر با امام ( عليه السلام ) برخورد كردند و جلوي ايشان را گرفتند، پس از مذاكراتي قرار شداز راهي بروند كه به سوي كوفه يا مدينه نباشد. در ادامه راه امام ( عليه السلام ) براي ياران خود وسپاه حر خطبه اي بيان كرد كه با اين عبارات شروع شد :  ايها الناس إن رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم ) قال : من رأي سلطانا جائرا  . . . . در اين خطبه امام ( عليه السلام ) نكات بسيار مهمي را بيان كرد و ازجمله خود را معرفي نمود ، مردم را نصيحت كرد ، و يادآوري نمود كه شما نامه نوشتيد و مرا دعوت كرديد ، و اكنون اين عهد شكني شما بي سابقه نيست . شما با پدرم و برادرم و مسلم نيز چنين كرديد . . . . و در ادامه اين آيه را تلاوت نمود: « و من نكث فإنما ينكث علي نفسه –فتح/10 » هركس پيمان شكني كند درواقع به زيان خودش پيمان شكني كرده . ( ابي مخنف – 244 )
(4) 
 به امام ( عليه السلام ) خبر دادند كه قيس ابن مسهر صيداوي به شهادت رسيده ، و گفتند كه عبيد الله از قيس خواست بر فراز بام رفته و بر پدرت علي ( عليه السلام ) ناسزا بگويد. اما قيس به پدرت درود گفت و به ابن زياد و پدرش لعنت فرستاد ومردم را از آمدن شما آگاه كرد و . . . سپس به فرمان ابن زياد قيس را از بالاي بام به پايين انداختند و سرش را از پيكر جدا كردند .
 از شنيدن اين خبر امام ( عليه السلام ) چشمان مباركش پر از اشك شد و اين آيه را تلاوت فرمود: « فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلااحزاب / 23 » برخي پيمان خود را به آخر رساندند وبه شهادت رسيدند وبعضي درانتظارند و هيچ تغييري در پيمان خود ندادند . ( ابي مخنف – 248 ، منتهي الآمال – 379 )
(5)  در بين را كه امام ( عليه السلام ) برمركب سوار بود ، لحظاتي به خواب رفت و بيدارشد ، و اين آيه را تلاوت فرمود :
« انا لله و انا اليه راجعون ، والحمد لله رب العالمين » و اين عبارات را دو سه بار تكرار كرد . فرزندش علي اكبر ( عليه السلام ) عرض كرد پدرجان فدايت شوم چرا جملات استرجاع را فرمودي؟ امام ( عليه السلام ) فرمود : علي جان در خواب كسي را ديدم كه مي گفت اين كاروان به سوي قربانگاه مي رود و مرگ نيز به دنبال آنان روان است . علي اكبرگفت : پدر جان آيا ما بر حق نيستيم ؟ امام فرمود : چرا به خدا سوگند ما بر حق هستيم . و علي گفت « اذا لا نبالي بالموت ، نموت محقين » در اين صورت از مرگ هراسي نداريم ، مي ميريم در حالي كه بر حق هستيم »  (ابي مخنف – 252 ، منتهي الآمال – 387 )
(6 )
 روز تا سوعا سپاه ابن سعد قصد داشت جنگ را شروع كند ، امام حسين ( عليه السلام ) به حضرت ابالفضل ( عليه السلام ) فرمود «إن استطعت أن تصرفهم عنا في هذااليوم فافعل ، لعلنا نصلي لربنا في هذه الليله، فإنه يعلم أني احب الصلاة له و تلاوت كتابه » با آنها صحبت كن وجنگ را تا فردا به تاخير بينداز ، به اين اميد كه دراين آخرين شب به پيشگاه پروردگار نماز بگذاريم ، و آمرزش بخواهيم . خدا خودش مي داند كه من چقدر در پيشگاه او نماز و تلاوت قرآن را دوست دارم .  ( ابي مخنف – 278 ، منتهي الآمال – 395 ، لهوف – 164 )
( 7) در شب عاشورا تعدادي سواران دشمن از نزديك خيمه ها عبور كردند و در هنگام عبور آنها امام حسين ( عليه السلام ) اين آيه را تلاوت فرمود :
« ولا يحسبن الذين كفروا انما نملي لهم خيرا لأنفسهم ، انما نملي لهم ليزدادوا إثما ولهم عذاب مهين – آل عمران/ 178 » آنها كه كافر شدند تصور نكنند اگر به آنها مهلت مي دهيم به سود ايشان است ، ما به آنها مهلت مي دهيم فقط براي اينكه بر گناهان خود بيفزايند و براي آنها عذاب خوار كننده اي است .   ( ابي مخنف – 288 ) 
(8 )
 صبح روز عاشورا كه سپاه دشمن به خيمه ها نزديك شد، امام ( عليه السلام ) بر مركب سوار شد و به آنها چنين فرمود : ايها الناس إسمعوا قولي  . . . . اي مردم سخن مرا گوش دهيد و در باره جنگ با من شتاب نكنيد تا شما را نصيحت كنم  . . . . و در اين خطبه امام ( عليه السلام ) اين آيه را تلاوت فرمود : « فأجمعوا أمركم و شركائكم ثم لا يكن أمركم عليكم غمة ثم اقضوا إلي و لا تنظرون – يونس / 71 » شما به اتفاق خدايان باطل خود هر مكر و تدبيري داريد انجام دهيد تا امر بر شما پوشيده نباشد ، و در باره من هر مكر و انديشه اي كه داريد به كار ببريد . و در ادامه اين آيه را فرمود : « إن وليي الله الذي نزل الكتاب و هو يتولي الصالحين – اعراف / 196 » همانا ولي و سر پرست من خدايي است كه كتاب قرآن را نازل كرده و او همه صالحان را سر پرستي مي كند  ( ابي مخنف – 306 )
(9)  روز عاشورا در يك هجوم سپاه كوفه مسلم ابن عوسجه به شهادت رسيد. امام ( عليه السلام ) خود را به بالين او رساند ودر حالي كه مسلم هنوز رمقي به تن داشت ، به او فرمود : اي مسلم پروردگارت باران رحمتش را بر تو ببارد. و بعد اين آيه را تلاوت فرمود
« فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا – احزاب / 23 »  ( ابي مخنف – 327 ، منتهي الآمال – 418 )
(10)
 زيد ابن ارقم مي گويد من در غرفه اي نشسته بودم، سر امام حسين ( عليه السلام ) را از آن مكان عبور دادند و شنيدم كه سر مبارك اين آيه را تلاوت كرد : « أم حسبت أن اصحاب الكهف والرقيم كانوا من آياتنا عجبا – كهف/ 9» آيا گمان كردي كه اصحاب كهف و رقيم از آيات عجيب ما بودند . ( مقرم – 405 )
(11)
 روايت شده كه سر امام ( عليه السلام ) را در محل پر رفت وآمد دمشق نصب كرده بودند و مردم متوجه آن سر شدند . سر مقدس آيات سوره كهف را تا اين آيه تلاوت فرمود : إنهم فتية آمنوا بربهم و زدناهم هدي و لاتزد الظالمين الا ضلالا  در روايت ديگري آمده كه سر مقدس امام را به درختي نصب نموده بودند . مردم پيرامون آن را گرفتند و نوري هم از سر مبارك ساطع بود . آنگاه سر مقدس اين آيه را تلاوت فرمود و سيعلم الذين ظلموا أي منقلب ينقلبون – شعرا /227   نها كه ستم كردند به زودي خواهند دانست كه بازگشت آنها به كجا مي باشد ( مقرم – 406 )
(12)
 منهال ابن عمرو مي گويد سر حسين ابن علي ( عليه السلام ) را در دمشق بر نيزه ديدم ، در جلوي آن مردي بود كه سوره كهف را قرائت مي كرد . وقتي به اين آيه رسيد «أم حسبت أن اصحاب الكهف و الرقيم كانوا من آياتنا عجبا » سر مبارك به سخن آمد و به زبان فصيح گفت : شگفت انگيز تر از داستان اصحاب كهف كشتن من است .  ( مقرم- 407 ، منتهي الآمال – 494 )

 ***  علاوه بر مواري كه آيات قرآن از قول امام حسين ( عليه السلام ) نقل شده است ، در جريان كربلا از ياران واصحاب و اهلبيت آن بزرگوار هم آيات قرآني روايت شده ، خصوصا خطبه ها و سخنان حضرت سجاد ( عليه السلام ) و حضرت زينب (سلام الله عليها ) كه در كوفه و شام ايراد نموده اند اشارات زيادي به آيات نوراني قرآن داشته اند ، كه چون بنا بر اختصار بود از ذكر آنها خودداري شد .


السلام علي الحسين و علي علي ابن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين
-----------------------------------------------------

منابع مورد استفاده :
1-   مقتل الحسين – ابي مخنف – ترجمه علي كرمي
2 -
  منتهي الآمال – شيخ عباس قمي
3- 
 مقتل الحسين – عبد الرزاق الموسوي المقرم – ترجمه عزيز الله عطاردي
4-
  لهوف – سيد ابن طاووس- ترجمه محمد طاهر دزفولي

 |+| نوشته شده در  84/11/28ساعت 10  توسط عارف  | 
 
  بالا