تبليغاتX

آینه های عارف - عيد الزهراء مبارک

عيد الزهراء  مبارک

با عرض تبريک به مناسبت  آغاز ولايت و امامت حضرت صاحب الزمان ( عج ) دو حديث در باره آن بزرگوار از کتاب ارزشمند قطره  تاليف آيت الله علامه سيد احمد مستنبط   که توسط آقاي محمد ظريف ترجمه شده است ،خدمت دوستان تقديم مي کنم اميدوارم خداوند به همه ما توفيق دهد که از شيعيان و دوستان واقعي آن حضرت باشيم

1- صفحه 794 حديث 109 : نقل از : (تفسير قمي 2/205- تفسير برهان 1/163ح8 و 3/355ح2 – بحار الانوار52/315- منتخب الاثر 422ح2 ):
علي بن ابراهيم  قمي در تفسير خود از امام باقر (عليه السلام) نقل کرده است که فرمود:
به خدا سوگند گويا قائم (عليه السلام) را مي بينم  که تکيه بر حجر الاسود داده و مردم را در باره حق خود به خدا سوگند مي دهد و مي فرمايد:
اي مردم کسي که در باره خدا با من محاجه کند (حجت و دليل آورد ، مناظره و گفتگو کند ) من از هرکس به او نزديکترم و سزاوازترم . اي مردم هرکس در باره آدم با من گفتگو کند من از هرکس به آدم نزديکتر و آشنا ترم . اي مردم هرکس بامن در باره نوح  ...... در باره ابراهبم ...... در باره موسي ..... در باره عيسي ....
اي مردم هرکس بامن در باره محمد ( صلي الله عليه و آله وسلم ) گفتگو کند من از هرکس به محمد نزديکترو سزاوارترم . اي مردم هرکس  در باره کتاب خدا بامن بحث و گفتگو کند من از هرکس به کتاب خدا نزديکتر و عالم ترم .

سپس به کنار مقام ابراهيم مي رود دو رکعت نماز مي خواند ودوباره مردم را درباره حق خود به خدا سوگند مي دهد .
آنگاه امام باقر (عليه السلام) فرمود: به خدا قسم مقصود از مضطر در اين آيه شريفه اوست : (أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ)
پس اول کسي که با او بيعت مي کند جبرئيل است و پس از او سيصد و سيزده نفر اصحاب او مي باشند .هريک از آنها در بين راه باشد فورا به او مي رسد ، و هر کس مسير را طي نکرده از بسترش ناگهان ناپديد مي شود ( يعني بدون اينکه زحمت پيمودن را داشته باشد از ميان بستر ناگهان به اعجاز امام (عليه السلام) خدمت آن حضرت مي رسد ) و اين گفتار امير المومنين (عليه السلام) است که در باره اصحاب مهدي فرموده است : ( هم المفقودون عن فرشهم ) همانطور که خداوند تبارک وتعالي فرموده است :(فاستبقوا الخيرات اينما تکونوا يات بکم الله جميعا ) در خيرات و کارهاي نيک از يکديگر پيشي گيريد ، هرکجا باشيد خداوند همه شما را گرد آورد.

فرمود مقصود از اين خيرات ولايت ما اهلبيت است . 

2-    صفحه 756 حديث 66 نقل از ( اثبات الرجعه ح12- اثبات الهداه 3/700ح 136 ):
شيخ حر عاملي در کتاب اثبات الهداه مي گويد : فضل ابن شاذان در کتاب اثبات الرجعه از ابراهيم بن محمد نقل کرده است که گفت :
هنگامي که عمروبن عوف حاکم آن وقت تصميم به قتل من گرفت ،ترس فراواني به من دست داد با اهل و عيال خود وداع کردم و به طرف خانه مولايم امام عسکري (عليه السلام) آمدم تا با آن حضرت نيز وداع کنم و با خود نيت کرده بودم که فرار کنم .

چون خدمت آن حضرت (عليه السلام) رسيدم پسر بچه اي را ديدم در کنار او نشسته بود که چهره اش مانند ماه شب چهارده نوراني و درخشان بود بطوري که مرا متحير کرد و نزديک بود آنچه مي دانستم فراموش کنم ، به من فرمود :
اي ابراهيم فرار نکن ، زيرا خداوند شر اورا از تو کفايت ميکند .
سرگرداني و تحيرم بيشتر شد. به امام عسکري (عليه السلام) عرض کردم : مولاي من اي فرزند رسولخدا ( صلي الله عليه و آله وسلم ) اين پسر بچه کيست که ازباطن من و آنچه در خاطر داشتم خبر داد؟

فرمود : هو ابني و خليفتي من بعدي . او فرزند من است و پس از من جانشين من خواهد بود . 
 

+ نوشته شده در  86/12/26ساعت   توسط عارف  |