تبليغاتX

آینه های عارف - درسی از امام کاظم(ع)

 نشانه هائى از امامت

25 رجب روز شهادت جانگداز حضرت امام کاظم (علیه السلام) است، با عرض تسلیت به شیعیان و دوستداران آن حجت خدا، خصوصا به محضر فرزند گرامی اش حضرت امام زمان (علیه السلام) حدیث بسیار ارجمندی  در مورد آن بزرگوار تقدیم می گردد.

ابوبصير روايت كند:
روزى به محضر مبارك امام موسى كاظم (علیه السلام)  وارد شدم و عرضه داشتم : فدايت گردم ، امام چگونه شناخته مى شود و نشانه هاى امامت چيست ؟
حضرت فرمود: امامت نشانه ها و علامتهاى بسيارى دارد:
يكى آن بود كه پدرم انجام داد  (جريان بينا شدن ابوبصير توسّط امام صادق (علیه السلام)  .
و از طرف خداوند متعال به وسيله حضرت رسول صلى الله عليه و آله منصوب و معرّفى شود، همانطور كه امام علىّ (علیه السلام) را نصب نمود.
و ديگر آن كه آنچه از او در هر موضوعى سئوال كنند، جواب آن را بداند و بتواند پاسخ دهد، و با مردم از هر قبيله و نژادى و صاحب هر لغتى كه باشند، سخن گويد.
سپس افزود: اى ابوبصير! هم اكنون نشانه اى از آن را مشاهده و ملاحظه خواهى نمود.
آن گاه لحظاتى گذشت ، ناگهان شخصى از اهالى خراسان وارد شد و با زبان عربى با حضرت سخن گفت ؛ ولى امام (علیه السلام)  به فارسى و زبان محلّى با آن خراسانى صحبت مى فرمود.
مرد خراسانى با حالت تعجّب گفت : يا ابن رسول اللّه ! من با شما به زبان عربى سخن مى گويم ؛ ليكن شما به زبان فارسى صحبت مى فرمائى ؟!
حضرت فرمود: اگر ما نتوانيم به زبان فارسى و محلّى با شما سخن گوئيم ؛ پس چه مزيّت و فضيلتى بر ديگران داريم .
پس از آن ، حضرت به من خطاب نمود و فرمود: اى ابوبصير! امام به تمام لغات انسانها آشنا است ، و نيز زبان تمام حيوانات را مى فهمد و با آنها سخن مى گويد؛ و كسى كه داراى اين مزايا و اوصاف نباشد، امام نيست .

بحارالا نوار: ج 48، ص 47، ح 33، قرب الا سناد: ص 146، اصول كافى : ج 1، ص 255، ح 7، عيون المعجزات : ص 102،

 

 

 

گوشه زندان ویران و خرابم عار نیست

 خوش دلم کاینجا کسی همراه من جز یار نیست

خوش بود گربسته باشد پای من در سلسله
 رشته عشق است این عمامه و دستار نیست

محرم اسرار عشقم کاین چنین زندانی ام 

 کس به غیر از من در اینجا محرم اسرار نیست

گوشه زندان بغداد و غریب و مبتلا
غیر زنجیر جفایم یاور و غمخوار نیست

عاشق روی نگارم در رهش جان می دهم
 جنت و فردوس من غیر از وصال یار نیست

گرچه زندانبان زند با  تازیانه هرشبم
 محو روی دلبرم باکم از این این آزار نیست

یوسف زهرایم و زندان شده چاه غمم
عاشقی باشد گناهم غصه ام در کار نیست

                                             ( ناشناس )

 

+ نوشته شده در  87/05/04ساعت   توسط عارف  |